درباره فرانسیس بیكن

درباره فرانسیس بیكن برتریها: فرانسیس بیكن فیلسوف، دولتمرد، حقوقدان و نویسنده مشهور انگلیسی بود كه بعنوان پیامبر علم جدید و بنیانگذار فلسفه علم بود. وی اندیشه های بیهوده عصر خودرا شناخت و با قدرت و جرأت به نقد آنها پرداخت تا بشر عصر خودرا از خواب قرون وسطایی بیدار كند.


علم بر انسان و جهان تسلط دارد و بر طبیعت نمی تواند مسلط شود، مگر آنكه از قوانین آن آگاهی یابیم. ادراك ما از حقیقت تنها در همان حدی است كه مشاهدات ما اجازه می دهد و خارج از حیطه مشاهدات چیزی نمی توانیم، بدانیم. ذهن مسوول یافتن روابط در ماده به وسیله مشاهده و تجربه است و میان علم عمل و مشاهده فرقی نیست. با كسب دانش طبقه بندی مادیات برپایه ارزش و اعتبار آن، ذهن خودرا از تزویر دور دار و برای رسیدن به آن باید ذهن را از بت هایی كه آنرا احاطه كرده اند، رها سازیم؛ اینها قسمتی از گفته های فرانسیس بیكن فیلسوف برجسته انگلیسی است كه خلاف جریان زمانه اش حركت كرد و با پشت كردن به نظام های علمی و فلسفی رایج عصر خود، توانست در دنیای علم و فلسفه انقلابی به پا كند.
تولد و خانواده و تحصیلات
فرانسیس بیكن در ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ میلادی در خانواده ای صاحب نفوذ به دنیا آمد و بعدها كوشید كه از این مزیت بهره بگیرد. پدرش سر نیكلاس بیكن مهردار سلطنتی و مادرش آن كوك خواهر زن سرویلیام سیسل خزانه دار ملكه بود.
بیكن در ۱۲ سالگی وارد كالج كمبریج شد اما بعد از سه سال آنجا را ترك كرد. با آنكه ۱۶ سال بیشتر نداشت در دفتر سفارت انگلیس در فرانسه مأموریتی به وی پیشنهاد شد و بعد از آنكه مضرات و منافع این كار را خوب سنجید، آنرا پذیرفت. در صورتیكه ۱۸ سال داشت، پدر خودرا از دست داد. بعد از آن وارد رشته حقوق شد و برای به دست آوردن یك شغل سیاسی كوشش كرد.
ورود به عرصه قضاوت و سیاست
وی بعد از اختتام تحصیلاتش در كالج ترینیتی كمبریج، وارد عرصه حقوق و قضاوت شد و دوران كاری موفقی را دراین زمینه شروع كرد. بیكن شغلش را با سیاست گره زد و در ۲۳ سالگی به عضویت پارلمان در آمد. بعد از مدتی بلافاصله پله های ترقی را طی كرد و به مقام سر یا شوالیه، دادستان كل، مهردار سلطنتی، صدر اعظم، بارون و در نهایت وایكنت سنت البنز رسید.
مواجهه با فلسفه زمانه خود
بیكن از همان دوران دانشجویی كه در كمبریج مشغول تحصیل بود، راه و روش پیشینیان و معاصرانش را نادرست تشخیص داد و نپسندید و نظام های علمی و فلسفی موجود را بیشتر منازعات و مشاجراتی بیهوده، وراجی و لفاظی انگاشت.
او با به نقد كشیدن فلسفه و منطق حاكم زمانش اهتمام كرد تا بشر عصر خودرا از خواب قرون وسطایی بیدار كند و سایه سنگین فلسفه كهن را از سر او بردارد. بنا بر این هم تمام نظام های فلسفی، شامل فلسفه كهن و معاصر خودرا بی حاصل دانست و اهتمام كرد، آنرا از حالت خمود و جمود رها كند و این تجدید فلسفی خودرا «احیای كبیر» نامید. غایت بیكن در این راه اصلاح تمام علوم و معارف بشری بود و امید داشت كه با اجرای این طرح، فلسفه ارسطو را كنار بزند. از نظر وی فلسفه ارسطو كه اندیشه مسلط زمانه اش بود، دردی از بشریت دوا نمی كرد و تنها در امر منازعات و مجادلات قوی و مؤثر ظاهر می شد كه هیچ حاصلی برای بشر و زندگی او نداشت. بدین سان بیكن اهتمام كرد در مقابل فلسفه پیشین روش و منطق جدیدی را عرضه نماید كه مبتنی بر «علوم طبیعی» باشد كه از آن در شناخت بشر از طبیعت و كسب قدرت برای تصرف طبیعت یاری گیرد.
طرح جدید در فلسفه
طرح بیكن كه مطابق با اصول و طبقه بندی جدیدی از علوم ریخته شده بود، شامل ۶ بخش می شد.
۱- او معتقد بود باید از مبادی علوم سخن گفت و طبقه بندی كاملی از علوم ارائه كرد. بر این اساس ۲ كتاب «پیشرفت دانش» و «منزلت دانش» را نگاشت كه محتوی بخش اول طرح او هستند.
۲- بیكن می اظهار داشت كه باید روش تحقیق جدید و اصول و قواعد فن جدید «تفسیر طبیعت» را شناخت. به باور او این روش موجب می شود تا بشر از «خرد» خود هرچه بهتر و كاملتر برای شناخت جهان پیرامونش بهره گیرد و در نتیجه بر مصائب و ابهامات طبیعت فائق آید. بیكن این روش را «منطق جدید» نامید و برپایه آن كتاب «ارغنون جدید» را نوشت و ادعا نمود كه در مقابل ارغنون ارسطو، منطق جدیدی را ارائه كرده است و عقیده داشت كه این اثر شامل روش و منطق جدید او و حاوی پیامش برای بشریت و عامل تأثیر وی بر اخلاقش است.
۳- این فیلسوف بر این باور بود كه باید برای تاریخ طبیعی و تجربی اهمیت قائل شد. بیكن تاریخ طبیعی را «تاریخ پایه» نامید و آنرا اساس و بن مایه فلسفه راستین دانست. به این معنا كه به وسیله آن، فلسفه موهوم از فلسفه فعال متمایز می شود و مسایل مربوط به طبیعت به مشورت خود طبیعت واگذار می شود و بر طبق این طرح، خود آثار بسیاری را تدوین كرد كه از آن جمله می توان به كتاب های «درآمدی بر تاریخ طبیعی و تجربی»، «الفبای طبیعت»، «تاریخ مرگ و زندگی»، «تاریخ سبك و سنگین» و «تاریخ طبیعی در ده قرن» اشاره نمود.
۴- طرح چهارم بیكن «پلكان خرد» است كه نشان دهنده درجه پیشرفت دانش حقیقی بشر است كه به تدریج از اصول كلی به اصول كلی تر و بنیادی تر پیش می رود.
۵- دربخش پنجم بیكن می گوید كه می بایست به «فلسفه جدیدی» دست یافت كه پاسخگوی ابهامات و چالش های بشر درباره چیستی جهان و طبیعت باشد و كتاب «پیش بینی های پیشگامان فلسفه جدید» را بدین منظور به رشته تحریر درآورد.
۶- ششمین و آخرین بخش از طرح بیكن مبتنی بر این بود كه فلسفه جدید باید توان این را داشته باشد كه «علم پویا» را به بشر عرضه نماید.
در مجموع این ۶ بخش بن مایه های اندیشه و آثار بیكن و در نتیجه بنیان فلسفه و علم پیشنهادی او را می سازند. شاید بزرگ ترین تاثیر بیكن در فلسفه غربی همانا نقش وی در پیدایی و تاسیس «علوم تجربی» یا «علم مدرن» است.
اندیشه و ادب
با وجود تمام این تلاش ها، فلسفه بیكن آن وسعت، جامعیت و نظم شایسته و بایسته را نداشت تا در تاریخ فلسفه، فلسفه ای با عنوان «فلسفه بیكن» شكل گیرد اما بطور غیر مستقیم اندیشه هایی را متحول كرد كه آنها چرخ های جهان را به حركت درآوردند. بدین ترتیب می توان ادعا نمود كه او مسیر اندیشه بشر را تغییر داد و افكار عالمان و اندیشمندان پس از خودرا در جریان جدیدی هدایت كرد.
جان درایدن شاعر و منتقد انگلیسی درباره بیكن می نویسد: جهان تنها علم كنونی اش را مدیون بیكن نیست، بلكه آینده اش را نیز مدیون اوست.
در حوزه ادبی نیز بیكن جایگاهی خاص دارد تا آنجا كه برخی او را با شكسپیر هم پایه دانسته اند و حتی شكسپیر را متأثر از وی و بعضی از نمایشنامه های شكسپیر را به او نسبت می دهند و معتقدند كه به قلم بیكن نگاشته شده است.
ویل دورانت در كتاب «تاریخ فلسفه» اش در تأیید مقام ادبی بیكن می نویسد: زبانش در نثر همان اندازه بی مثال بود كه زبان شكسپیر در شعر و بعضی از منتقدین حتی او را بنیانگذار ادبیات فلسفی به زبان انگلیسی دانسته اند و در اثبات ادعای خود به آثاری از وی چون «مجموعه مقالات، پیشرفت دانش، آتلانتیس نو و تاریخ هانری هفتم» استناد می كنند.
سرانجام
این فیلسوف تا آخرین لحظات زندگی به مطالعه، تفكر، تالیف و تصنیف پرداخت و هیچ گاه از تحقیق و پژوهش دست بر نداشت. تا اینكه سرانجام در ۱۶۲۶ میلادی هنگامی كه از لندن به هایگیت می رفت، لرزه بر اندامش افتاد و ضعفی شدید بر او غالب آمد، احساس كرد، نمی تواند به شهر برگردد، در آن نزدیكی به كاخ لرد آروندل رفت و در همانجا به بستر بیماری افتاد و در ۹ آوریل همان سال چشم از جهان فروبست و در وصیتنامه اش نوشت: من روحم را به خدا، بدنم را به گور و نامم را به اعصار آینده و اقوام جهان هدیه می كنم.


1399/01/21
13:32:57
5.0 / 5
2346
تگهای خبر: پژوهش , دانش , علم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها