عده ای باوجود هزینه های میلیاردی، FATF را تصویب نمی كنند؟!

عده ای باوجود هزینه های میلیاردی، FATF را تصویب نمی كنند؟! خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با سیدمحمد صدر نوشت: یعنی شما فکر می کنید این عده نمی دانند عدم تصویب FATF چه ضررهایی برای کشور دارد تا چه اندازه هزینه های کشور را بالا می برد؟!


خبرگزاری خبرآنلاین دوم فروردین به گفتگو با سیدمحمد صدر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و فعال سیاسی اصلاح طلب پرداخت و آورد: این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به رغم اینکه در مصاحبه با ما می گوید به رئیس جمهوری فکر نمی کند اما رایزنی ها با او درباره کاندیداتوری اش را رد نمی کند و می گوید هرچند جوانتر از سن ام به نظر می رسم اما در سال ۱۴۰۰، ۷۰ ساله می شوم و مهم تر از همه این که اقتصاد نمی دانم. به باور او کشور ما احتیاج به رئیس جمهوری نیاز دارد که اقتصاد بداند حال هر چند وزیر و مشاور اقتصادی هم کنارش قرار بگیرند. محمد صدر گریزی هم به مخالفان FATF در مجمع تشخیص می زند و به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید: عده ای تحمیل هزینه های میلیاردها دلاری به مردم و کشور را می بینند و FATF را تصویب نمی کنند!؟ او از برخی تفکرات و اظهارنظرها در خصوص اینکه رأی مردم زینتی است و بی ارزش، ابراز نگرانی می کند و می گوید: خدا نیاورد آن روزی که مردم نباشند. او تاکید دارد اگر حکومت یکدست اصولگرا شود، خطرناک می باشد چونکه بر این باور است که این یکدست شدن حکومت را در دوران احمدی نژاد تجربه کرده ایم و زیانش را هم دیده ایم.
پیش بینی شما از قرن جدید (۱۴۰۰) چیست؟ حال و هوای سیاست در سال جدید را چطور می بینید؟
از نظر بنده پیشبینی کردن شاید ممکن باشد اما نمی توان پیش گویی کرد چونکه پیشگویی کار فالگیرها است به بیانی دیگر به صورت دقیق نمی توان پیش بینی نمود دلیل آن هم این است که حوادث، بسیار متغیر است و در عین حال اتفاقات متفاوتی رخ می دهد منتهی نکته ای که مهم می باشد این است که طبیعتا جمهوری اسلامی در حال تمرین دموکراسی است و این مدت ۳۰، ۴۰ ساله هم این روش را ادامه داده است البته به تعبیری گفته می شود که منحنی این روند به صورت منحنی سینوسی بوده است.
در دو سال ابتدای انقلاب جزو دموکراتیک ترین دولت ها بودیم
ما مواقعی را در داخل کشور داشتیم که جزو دموکراتیک ترین دولت ها بوده ایم که همان دو سال ابتدای انقلاب بود. بعد از پیروزی انقلاب و بخصوص پیش از شروع جنگ، اگر روزنامه ها و رادیو و تلویزیون آن زمان را بررسی نماییم خواهیم دید که آزادی در نهایت اندازه خود وجود داشته و تمام مخالفان این فرصت را داشتند که از تلویزیون و صداوسیمای ایران بهره برده و اظهارنظر کنند. ازاین رو زیباترین دوران، دوران ابتدای انقلاب است چون دورانی بود که قانون اساسی نوشته شده بود و قرار بود به رفراندوم گذاشته شود. عده ای مخالف و عده ای هم موافق بودند.
اوایل انقلاب به مخالفان فرصت اظهار نظر در تلویزیون داده می شد
بنده در زمان نخست وزیری شهید رجایی، در کنار ایشان فعالیت می کردم، در واقع کارم عرضه مشاوره های سیاسی و بررسی روزنامه ها بود. شهید رجایی هم نسبت به این قضیه بسیار حساس بود که حتما روزنامه ها بررسی شود و یکی از کارهای بنده این بود که به کمک چند نفر از روزنامه نگاران خانم، به بررسی روزنامه ها می پرداختیم و هر روز، یک گزارش به شهید رجایی عرضه می دادیم. اینکه چرا این گزارش ها عرضه می شد باید اظهار داشت که در آن زمان تعداد روزنامه های مخالف از روزنامه های موافق بیشتر بود. البته این روزنامه ها و گزارش ها آرشیو شده بود که متاسفانه در انفجار سوختند و از بین رفتند اما شخص شهید رجایی نسبت به این گزارش ها حساس بود و بر این باور بود که باید این روزنامه ها فعالیت کنند. البته به مرور زمان روزنامه های انقلابی و طرفدار انقلاب منتشر گردید.
شعار "زنده باد مخالف من" در ابتدای انقلاب پیاده شد
اصل سخن این است که دو سال ابتدای انقلاب بهترین دوران بود از این منظر که موافق و مخالف این زمینه را داشتند که اظهارنظر کنند و حتی مخالفان از امکانات جمهوری اسلامی و انقلاب ضد انقلاب و جمهوری اسلامی موضعگیری کنند ازاین رو باید اظهار داشت که از این وضعیت، وضعیت بهتری وجود دارد. در واقع شعار "زنده باد مخالف من" که آقای خاتمی بیان کرد در سال های ابتدای انقلاب پیاده شد.
*چرا این فضا ادامه پیدا نکرد؟
دو مساله باعث شد که آن فضا، تغییر کند؛ نخست، ترورهایی بود که مجاهدین خلق و منافقین آغاز کردند که به واقع، جنایتکارانه ترین کارها را این گروه انجام دادند. همچون انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، دفترنخست وزیری، ترور مسؤلان و بخصوص ترور مردم عادی. بعنوان مثال اگر در مغازه ای، عکس امام (ره) نصب شده بود مجاهدین یا منافقین به صاحب مغازه می گفتند که عکس امام را بردارد اما وقتی مردم می گفتند که امام(ره) رهبر یا مرجع تقلید وی است همانجا آنها را ترور می کردند.
ترور و خشونت فضای آزاد اوایل انقلاب را تغییر داد
بنابراین این نوع خشونت و ترور یکی از عواملی بود که طبیعتا آن فضای آزاد و زیبا و در عین حال آرامش بخش را تغییر داد ازاین رو طبیعی بود اگر کسی مبادرت به قتل و ترور می کند باید مطابق همه قوانین دینی و عرفی با آن فرد برخورد شود. مساله دوم جنگ بود که هشت سال طول کشید و طبیعی است که در شرایط جنگی و بخصوص فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از جبهه ها و در پشت جبهه ها و شهرها، تا حدود زیادی به جمهوری اسلامی تحمیل کرد که آن شرایط اولیه را نداشته باشد. البته این قضیه تا دولت اصلاحات ادامه داشت. دولت اصلاحات توانست به همان شعار اصلی انقلاب بازگردد
*نقش دولت اصلاحات با عنایت به شعار "زنده باد مخالف من" که آقای خاتمی مطرح می کردند، در تکرار فضای اوایل انقلاب چقدر اثرگذار بود؟
خوشبختانه دولت اصلاحات، باردیگر توانست به همان شعارهای اصلی انقلاب یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی باز گردد به بیانی دیگر جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که مردم در تمام تعیین مسئولیت ها نقش دارند و هیچ مسئولیتی در جمهوری اسلامی بدون نظر مردم شکل نمی گیرد از رهبری گرفته تا ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس، نمایندگان خبرگان و در نهایت نمایندگان شورها و همه مسئولیت ها. یعنی جمهوری اسلامی بدین معناست که مشروعیت نظام بر اساس رأی مردم است و اگر مردم، یک زمانی رأی نداشته باشند این جمهوری، دیگر جمهوری نیست جمهوری که جمهوری اسلامی است و اسلامی که در واقع با جمهوری و دموکراسی سازگار است. در این ارتباط، تفکرات حوزه ای که با تفکرات امام همخوانی نداشت، وجود داشت و دارد. خوشبختانه علیرغم اینکه آنها توانسته اند تا حدود زیادی اثرگذار باشند اما آن اندازه که بخواهد تمام زمینه های جمهوریت و آراء مردم را از بین ببرد موفق نشده اند.
چه کسانی رأی مردم را زینت می دانند؟ منظورتان چه کسانی یا چه طیف هایی است؟
اینها عده ای از فقهای چه شیعه و چه سنی هستند که براین باورند مردم نه حقی دارند و نه نقشی دارند، رأس حکومت هم از بالا تعیین می شود و آراء مردم صرفاً بعنوان زینت تلقی می شود و در واقع حق مردم نیست که بخواهند حکومتی تشکیل دهند که طبیعتا این تفکر باعث تبدیل شدن نظام به یک حکومت دیکتاتوری وحشتناک می شود چونکه دیکتاتوری مذهبی، دیکتاتوری وحشتناکی است بدینگونه که بعنوان مثال فرد با خشونت عمل می کند و با خشونت افراد مخالف خویش را از بین می برد و در عین حال تصور می کند که با این اقدامات به بهشت هم می رود یعنی به شکلی حکم خدا را اجرا می کند.
موضعگیری اخیر رهبری برخلاف نظر اصولگرایان تندرو بود
امیدواریم که هیچ وقت به اینجا نرسیم و بنده هم فکر می کنم انشاءالله نمی رسیم به این علت که رهبری نظام در قالب تفکرات امام می اندیشد. مهم ترین مساله هم همین موضعگیری اخیر ایشان بود این موضعگیری اخیر ایشان برخلاف نظر اصولگرایان تند یا همان هایی که چندان به رأی مردم اعتقاد ندارند بود. در واقع این عده تصور می کردند می توانند انتخابات ریاست جمهوری را مانند انتخابات مجلس برگزار کنند و فقط یک تفکر کاندیدا داشته باشد حال اگر درصد مشارکت هم بالا نباشد از نظر آنها مهم نیست در و از نظر این عده، مهم نتیجه است که بتوانند قوه مجریه و دولت را در اختیار بگیرند با این تصور که هم اکنون قوه قضاییه و قوه مقننه را در اختیار دارند ازاین رو حکومت هم یکدست شود.
یکدست شدن حکومت، برای نظام خطرناک است
*آقای صدر! از نگاه برخی تحلیلگران حتی اصلاح طلب اگر دولت اصولگرا روی کاربیاید و یکدست قوای سه گانه اصولگرا شوند، بهتر است چون دیگر شاهد این اختلافات و درگیری ها نیستیم و خودشان به دنبال حل مسائل می روند اما برخی هم این یکدست شدن را برای نظام صدمه می بینند. نگاه شما به این قضیه چیست؟
بنده در چندین مصاحبه عرض کردم که اگر چنین اتفاقی رخ دهد مساله خطرناکی برای کشور است و حتی خطر امنیتی دارد چونکه اگر انتخابات ریاست جمهوری مثل انتخابات گذشته مجلس باشد مشروعیت نظام زیر سوال رفته و این مورد هم زمینه طمع بیگانگان را برای ایجاد یک سری توطئه هایی ضد جمهوری اسلامی فراهم می آورد و به بیانی جمهوری اسلامی را در معرض خطر قرار می دهد. موضعگیری اخیر رهبری در خصوص اینکه حتما انتخابات باید انتخابات پرشوری باشد و مشارکت بالا و حداکثری باشد و مهم تر از آن خصوصیت های فردی که بعنوان رئیس جمهوری انتخاب می شود، نشاندهنده این است که ایشان در آن چارچوب جمهوری اسلامی که هدف اصلی امام (ره) بود، می اندیشند و انشالله به آن سمت هم حرکت خواهیم کرد. خدا آن روز را نیاورد که هیچ ارزشی برای رأی مردم قائل نباشیم
*پس میتوان گفت نادیده گرفتن مردم و نظر آنها از جانب برخی نهادهای حکومتی از قبیل شورای نگهبان سبب شده که جایگاه خیلی از نهادها همچون مجلس گرفتار تنزل شود؟
جمهوری یعنی حکومتی که در شکل گیری آن جمهور یا مردم نقش دارند حکومت با رأی مردم تشکیل شد ازاین رو باید پاسخگو باشد این مساله که ما فکر نماییم که حالا مسئولیتی کسب کردیم و هرکاری دلمان بخواهد انجام بدهیم و به هیچ کدام از مسائل پاسخگو نباشیم در ماهیت جمهوری معنا پیدا نمی کند بعنوان مثال همین عملکردهایی که شورای نگهبان در انتخابات گذشته مجلس و یا بخش های دیگر داشت حاکی از این است که هر کسی را تمایل داشته باشند تایید و هر کسی را نخواهند رد می کنند در نتیجه اصلا هم پاسخگو نیستند علیرغم اینکه به هر حال سفارش شده که حداقل ممکن به خودِ افراد گفته شود چرا ردصلاحیت شده است اما شورای نگهبان، این کار را انجام نمی دهد. ازاین رو این مساله در قالب جمهوری معنا نمی دهد. در واقع زمینه این تفکر همان تفکری است که در مجموع مردم را دارای صاحب حق و نقش در تشکیل حکومت نمی داند. نمونه های فراوانی هم داریم همچون در بین علمای قم و جاهای دیگر این مساله مشهود بوده است. ازاین رو اگر این تفکر گسترش پیدا کند جمهوری اسلامی با خطر جدی مواجه می شود بدینگونه که جمهوریتش را از دست می دهد و باعث می شود یک تفکری که هیچ ارزشی برای مردم و رأی آنها قائل نیست حاکم شود که خدا آن روز را نیاورد!
یکدست شدن حکومت را در دوران احمدی نژاد تجربه کردیم!
*پس از نظر شما یکدست شدن قوای حکومت خطر است نه فرصت؟
بله از نگاه بنده خطر شمرده می شود چونکه ما یک مرتبه این یکدست شدن قوا را تجربه کرده ایم. در زمان آقای احمدی نژاد که رئیس جمهور بود این تجربه صورت گرفته که حکومت به صورت یکدست اصولگرا شد اما بعدها شاهد بودیم که همین تفکر باعث بحران در درون خودش شد حال این که تا چه اندازه جمهوری اسلامی ضربه خورد به واقع باید گفت جمهوری اسلامی در دوران احمدی نژاد، حداقل ۲۰ به عقب بازگشت به بیانی دیگر جمهوری اسلامی در همه زمینه ها همچون سیاست خارجی، داخلی، مسائل اقتصادی و فرهنگی یک سیر صعودی داشت اما احمدی نژاد که آمد نه تنها مانع رشد همه جانبه شد بلکه به واقع کشور را به عقب برد.
دروغ و ریاکاری از دولت احمدی نژاد شروع شد
علاوه بر این، متاسفانه یک سری مسائل اخلاقی بخصوص دروغ، ریاکاری و غیره وارد دولت شد و ضربات زیادی به کشور وارد کرد اینکه خیال می کنند اگر حکومت یکدست اصولگرا شود همه اختلافات و مشکلات حل و فصل می شود این گونه نیست همین حالا هم بین کاندیداهایی که در جریان اصولگرا مطرح شده اند، به روشنی بین آنها اختلاف رخ می دهد بین نظامیان و غیرنظامیان و غیره. البته قبلا اینها تصور می کردند به تعبیری خیالشان تخت شده و آسوده است از اینکه اصلاح طلبان ردصلاحیت می شوند و همه خودی می شوند ولی اکنون که همه خودی شدند گرفتار اختلاف شده اند.
عده ای تحمیل هزینه های میلیارد دلاری را می بینند و FATF را تصویب نمی کنند!؟
در واقع ماهیت کار اجتماعی این گونه است اگر همین روش را ادامه بدهند همین خودی تبدیل به خودی و غیرخودی می شود یعنی باردیگر این ماجرا تکرار می شود و همچنان سبب تفرقه خواهد شد. ازاین رو بر این باور نیستم اگر حکومتی یکدست شود همه مسائل حل می شود ضمن اینکه این تحلیل بر این مبنا وجود دارد که بعنوان مثال اگر این سه قوه یکدست شدند واقعیات موجود داخلی و خارجی را درک می کنند و واقعگرا می شوند و چاره می دهند؛ حال به هیچ وجه این پیشبینی معلوم نیست صورت گیرد و یا رخ دهد در عین حال درک این قضایا به یک سری خصوصیت هایی نیاز دارد که چرا هم اکنون این عده پیدا نمی کنند!؟ یعنی شما فکر می کنید این عده نمی دانند عدم تصویب FATF چه ضررهایی برای کشور دارد تا چه اندازه هزینه های کشور را بالا می برد!؟ رئیس بانک مرکزی گفته است حداقل ۲۰ درصد هزینه کشور به صورت سالانه که به واقع میلیاردها دلار می شود به کشور تحمیل می شود. این عده می دانند اما متاسفانه هیچ تصمیم درستی نمی گیرند ازاین رو اگر همه چیز در اختیار اصولگرایان قرار گیرد فکر نمی کنم اوضاع بهتر شود بلکه خدای ناکرده بدتر هم خواهد شد.

جمهوری اسلامی در حال تمرین دموکراسی است
شاید در جمهوری اسلامی باید این تجربه رخ می داد. همه ما در جمهوری اسلامی در حال تمرین دموکراسی هستیم. به هر حال جمهوری اسلامی حدود ۴۳ سال است که تشکیل شده و در ده سال آغازین خود با جنگ و ترور روبرو شد اینها بدین معناست که جمهوری اسلامی تجربه چندان زیادی در زمینه دموکراسی ندارد ازاین رو طبیعی است که ابعاد مختلف این قضیه بررسی شود و همچنان که به سمت آینده حرکت می کند اشتباهات شناسایی شود تا انشالله به حکومت ایده آل برسیم.
چگونه به یک حکومت ایده آل برسیم؟
* مشخصا در حوزه سیاست خارجی و سیاست داخلی فکر می کنید تغییر و تحولی باید رخ دهد که به یک حکومت ایده ال برسیم؟
در حوزه سیاسی داخلی، مهم ترین مساله این است که باید رویکرد امنیتی تغییر کند. متاسفانه در سیاست داخلی، رویکرد امنیتی حاکم است و یکی از بخش هایی که آقای روحانی، خوب عمل نکرد در همین زمینه بود در واقع رویکرد امنیتی باید به رویکرد فرهنگی در سیاست داخلی تبدیل گردد. حال تفاوت اینها چیست؟ ما در حکومت سه رویکرد داریم رویکرد امنیتی، سیاسی و فرهنگی. رویکرد امنیتی رویکرد بدبینانه است یعنی حاکمیت به همه با نگاهی بد نگاه می کند مبنی براینکه اینها جاسوس، مجرم، وابسته و یا واداده و غیره هستند. رویکرد سیاسی، رویکرد واقع بینانه است یعنی آن چیزی که واقعا وجود دارد به آن توجه می کند. رویکرد فرهنگی، رویکرد خوشبینانه است یعنی همه چیز را خوب می بیند. جمهوری اسلامی در سیاست داخلی باید رویکرد سیاسی- فرهنگی داشته باشد یعنی رویکرد واقع بینانه و خوشبینانه. بدین معنا که جمهوری اسلامی باید مردم را خوب ببیند و با شک و تردید به مردم نگاه نکند. در سیاست خارجی باید رویکرد سیاسی- امنیتی داشته باشد به این علت که در خارج از مرزها، دشمن ها منتظرند و به دنبال توطئه هستند اما در عین حال باید واقع بین باشد.
در واقع مسائل سیاست خارجی را نه بزرگتر از آن چه هست ببیند نه کوچک تر از آنچه هست ببیند اگر این تغییر ایجاد شود هم در سیاست داخلی و هم سیاست خارجی، موفق خواهیم بود بنا بر این آن آرامشی که در اوایل بحث به آن اشاره کردیم اگر آن روش را در سیاست داخلی و هم سیاست خارجی دنبال نماییم موفق خواهیم شد البته این نکته را باید در نظر داشت که به زمان نیاز دارد و طول می کشد و کار یک روز و دو روز نیست. به مرور زمان آرامش پیدا می شود یعنی هم در داخل مردم تکلیفشان را با حکومت می دانند مبنی براینکه حکومت به دنبال تأمین منافع آنها است و به خاطر آنها کار می کند و در ارتباط با سیاست خارجی هم مشخص است که این دولت چه خصوصیت ها و چه اصولی دارد و بر اساس آن عمل می کند. هر کسی با آن رفتار درست و دوستانه ای داشته باشد همان گونه رفتار می کند. بحث مقابله به مثل و احترام متقابل و در قالب منافع مشترک صدق می کند که در نهایت باعث می شود تکلیف حکومت هم در داخل و هم در خارج روشن می شود. در این شرایط زمینه رشد و توسعه اقتصادی و پیشرفت کشور چه به لحاظ علمی و تکنولوژیک، فراهم می شود و به سمت و سویی می رود که مردم از رفاه و آسایش برخوردار شوند.
دولت اصولگرا نمی تواند هر کاری دلش می خواهد انجام دهد!
*آقای صدر! طی ۸ سال گذشته یک نگاه تعامل گرایانه در حوزه سیاست خارجی تجربه شد، فکر می کنید در سال آینده با روی کار آمدن یک دولت که احتمال اصولگرا بودن آن هم زیاد است ما شاهد برگشت از این نگاه خواهیم بود یا اینکه دنیا به سمتی رفته که دیگر نمی توانیم با نگاه تقابلی حرکت کنیم؟
نکته ای که بسیاری به آن توجه ندارند این است که سیاست خارجی یک مساله ملی است و با سایر مسائل متفاوت می باشد. سیاست خارجی به کل نظام مربوط است نمی خواهم بگویم دولت هیچ نقشی در سیاست خارجی ندارد اما دولت تنها تصمیم گیرنده نیست این هم به لحاظ عقلی و هم از منظر قانون اساسی درست است در قانون اساسی آمده است اولا تعیین سیاست های کلی در هر زمینه ای، جزو وظایف رهبری است دوم اینکه مسائل سیاست خارجی که معمولا بُعد امنیتی هم پیدا می کند باید در شورایعالی امنیت ملی مطرح، درباره آن تصمیم گیری و در آنجا تصویب شود و مورد تصویب رئیس جمهور هم واقع شود تا بعد به تصویب رهبری برسد و اجرا شود. ازاین رو در سیاست خارجی اینکه ما فکر نماییم یک دولت اصولگرا می آید و هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد چنین چیزی وجود ندارد چون قوه عاقله بالاتر از آن وجود دارد؛ قوه عاقله ای که تجربه بسیار خوبی در سیاست خارجی دارد و سیاست خارجی دنیا را به خوبی درک می کند و در نتیجه اجازه نمی دهد به طرفی برود که منافع جمهوری اسلامی خدشه دار شود.
اصلا اعتقادی به رابطه با آمریکا ندارم
*وقتی بحث سیاست خارجی مطرح می شود بحث مذاکره و یا رابطه ایران و آمریکا به ذهن متبادر می شود از نگاه شما آیا رابطه با آمریکا در دولت آینده کلید می خورد؟
بنده از آن دسته اصلاح طلبانی هستم که اصلا اعتقاد به رابطه با آمریکا ندارم. نخستین پست بنده در سیاست خارجی، مدیرکل آمریکا و اروپا طی سال های ۶۰ تا ۶۴ بود. یعنی هم مسئول آمریکا و هم مسئول شوروی بودم اما اصلا ما نیازی نداریم این مساله باید به خوبی درک شود. اینکه رابطه بین ایران و آمریکا، پیش از انقلاب چگونه بوده کاری نداریم اما پس از انقلاب باید توجه کرد که آمریکا، رابطه با ایران را قطع کرد. نکته مهم دیگر، اینکه یکی از سفارش هایم به جوانان این است به تاریخ دیپلماسی توجه بسیاری داشته باشند یعنی مطالعه کنند روسیه و انگلیس چه بلاهایی بر سر ایران، طی دویست، سیصد سال قبل آورده و چه دشمنی هایی با ما داشته اند و همینطور آمریکا.
روسیه و انگلیس و آمریکا با "ایران" مشکل دارند نه جمهوری اسلامی
بنابراین ابتدا باید این مساله را درک نماییم این قدرت ها نه اینکه با جمهوری اسلامی مشکل دارند عملکرد این کشورها نشان داده که با ایران مساله دارند بنا بر این در طول سال ها و قرن های گذشته به دنبال این بودند که به صورت مستمر، ایران را کوچکتر کنند و به تعبیری یک تیکه از آن جدا کنند و متاسفانه هم جدا کردند. آخرین جداکردن آن هم بحرین بود. زمانی که بحرین را از ایران جدا کردند در زمان جمهوری اسلامی نبود. از طرفی هم بحرین را بگونه ای از ایران جدا کردند که هیچگونه مشکل قانونی نداشته باشد و پس از آن هم بر سر جزایر، بگونه ای برنامه شان را تنظیم کردند که شاه هم امضا کرد. در نتیجه همانطور که می دانید سالهای طولانی است که این اختلاف باقی مانده است. ازاین رو دشمنی ها با ایران ادامه دارد.
یکی از مسائلی که بنده به دنبال آن هستم و هنوز آن گونه که باید و شاید برای بنده روشن نیست این است که چرا این غربی ها شامل روسیه، شوروی، انگلیس و آمریکا، تا این حد با ایران بد بودند!؟ در حالیکه رضاشاه که صددرصد عامل خودشان بود، چرا اینها این گونه عمل کردند. اینها هر زمان توانستند نفت، انرژی و سرمایه های ایران را به غارت بردند و از طرفی هم هر زمان که توانستند یک تکه از خاک ایران را جدا کردند. ازاین رو این نکته را باید در ذهن داشته باشیم و اگر فکر می نماییم در زمینه مذاکره یا رابطه با آمریکا، این را هم مدنظر داشته باشیم.
در چه صورتی ایران باید وارد مذاکره یا رابطه با آمریکا شود؟
در اینجا به جمله امام برمی گردیم در خصوص اینکه اگر آمریکا آدم شود ما با وارد مذاکره یا رابطه خواهیم شد. آمریکا آدم شود بدین معناست که به تمام آن جنایاتی که حداقل از کودتای ۲۸ مرداد به بعد انجام داده است را اقرار کند و بابت آن معذرت خواهی کند، تمام ضربات اقتصادی که به ایران وارد کرده را جبران کند و در نتیجه اینکه از توطئه هایی که از آن زمان تابحال ضد ایران و انقلاب انجام داده اند دست بردارند. اگر تاریخ انقلاب را بخوانید تا ۲۴ ساعت پیش از اینکه انقلاب پیروز شود هنوز آمریکا به دنبال کودتا بوده و دستور می داده که بررسی شود که آیا روز ۲۰ بهمن، احتمال کودتا هست یا نیست که از اینجا سفارتخانه اش گفت نه. یعنی آمریکایی ها تا جایی که توانستند در ابتدا از شاه حمایت کردند پس از آن وقتی دیدند شاه نمی تواند ادامه دهد، از بختیار حمایت کردند، ژنرال هایزر را به ایران فرستادند تا ارتش را در اختیار بختیار قرار دهد. تا آخرین روز هم از بختیار حمایت کردند که نهایتا نتوانست کاری انجام دهد. بحث مهم این است تا زمانی که آمریکا به یک رابطه احترام آمیز با به رسمیت شناختن تمام حق و حقوق ملت ایران برنگشته و از استعمارگری و پشتیبانی از اسرائیل که به واقع یک غده سرطانی در منطقه خاورمیانه دست برندارد طبیعی است که نمی تواند یک رابطه سالم و مسالمت آمیز ایجاد نماید.
ظریف پایگاه رأی بهتری نسبت به سایر کاندیداها دارد
* رئیس جمهور شدن ظریف از نگاه برخی بهترین اتفاق و برخی هم گزینه مناسبی نمی دانند خود شما چه نگاهی دارید؟
از نظر بنده یکی از گزینه های خوب، آقای ظریف است بخصوص اینکه به لحاظ پایگاه رأی از سایر کاندیداها وضعیت بهتری دارد.
ظریف یکی از کاندیداهای خوب ایران است
البته شخص آقای ظریف تا این لحظه هنوز کاندیداتوری را نپذیرفته و می گوید که نمی آیم. آقای ظریف می گوید یک دیپلمات است و کار خویش را به خوبی می داند. از نظر بنده هم درست می گوید و انصافا یک دیپلمات ورزیده است. همانطور که گفتم به لحاظ زمینه رأی از بقیه افرادی که مطرح هستند وضعیت بهتری دارد و اگر ایشان بپذیرد و بیاید طبیعتا یکی از کاندیداهای خوب ایران است.
تخریب و شایعات ضد ظریف به نفع او است
*یک سری تخریب هایی از جانب اصولگرایان ضد ظریف صورت می گیرد که حاکی از نگرانی آنها از آمدن ظریف است، از نگاه شما چطور؟
تجربه سیاسی ام نشان داده است که تخریب رقبا و شایعاتی که عده ای در مورد افراد می سازند برخلاف آن چیزی که تصور می شود به ضررشان نیست بلکه به نفع آنهاست چون معمولا این تخریب ها شایعه است و حقیقت ندارد امکان دارد آن لحظه اثری داشته باشد اما چند روز بعد مشخص می شود که حقیقت ندارد اتفاقا در مورد ظریف هم نشان داده شده است اثری ندارد اگر آن تخریب ها که چند سال است ضد ظریف ادامه دارد قاعدتا هم اکنون باید پایگاه رأی آن پایین باشد اما این گونه نیست. ازاین رو هم تحلیلی نظر می دهم و هم برپایه حقیقت. این مسائل چندان که باید مهم نیست بنده همواره می گویم افراد باید از شایعاتی که حقیقت داشته باشد بترسند یعنی اگر روزی می گفتند فلان جا اختلاس یا سوءاستفاده مالی کرده، حقیقت داشته باشد خطرناک می باشد وگرنه شایعه، هیچ وقت حقیقت ندارد. اینکه می گویند گرایش آمریکایی دارد یا غیره، حقیقت ندارد. آن هم فردی که بنده می دانم آقای ظریف تا چه حد برادر مسلمان سنتی ملیِ پایبند به اصول است.
ظریف گفته نمی آید اما... ا.
*چند درصد احتمال آمدن او به انتخابات ۱۴۰۰ وجود دارد؟ و اگر بیاید حتما از حامیان او خواهید بود؟
بله حتما خواهم بود. خودشان تا این لحظه گفته اند که برای انتخابات ۱۴۰۰ نمی آیند. البته هنوز هم زمان باقی مانده است.
*در مورد صادق خرازی و سعید جلیلی چطور؟
درباره این اشخاص صحبتی ندارم.
کاندیدا نمی شوم اما...
*خودتان هم بعنوان کاندیدای ۱۴۰۰ مطرح هستید؟
خیر. ابتدا اینکه بنده جوانتر از سن خود نشان می دهم به جهت اینکه بنده ۵۰ سال است ورزش را ترک نکرده ام، سال جاری ۷۰ ساله می شوم متولد ۱۳۳۰ هستم حدودا از سیکل دوم دبیرستان یعنی از ۱۵ سالگی ورزش را ترک نکرده ام. با بسکتبال در قم شروع کردم. پس از آن پینگ پنگ، کوهنوردی، اسکی. در دانشگاه هم در تیم بسکتبال و پینگ پنگ، کوهنوردی، اسکی روی برف و آب حضور داشتم هم اکنون هم پیاده روی و کوهنوردی و شنا را دارم که البته طی این یک سال به خاطر کرونا، استخرها تعطیل شده است. ازاین رو ورزش را ترک نکردم. به همه جوانان سفارش می کنم که ورزش را کنار نگذارند همین هم اکنون هم به صورت جدی به ورزش ادامه می دهم. ابتدا خودم فکر می کنم سن من سنی نیست که برای ریاست جمهوری مناسب باشد و فکر می کنم برای ریاست جمهوری باید جوانتر از من باشد. دوم اینکه الفبایی در سیاست داخلی و خارجی، مسائل فرهنگی و اجتماعی می دانم اما اقتصاد بلد نیستم. مشکل کشور، اقتصاد است و واقعا باید مسئولیت بپذیرد که اقتصاد را درک کند و بداند. وقتی این اظهارات را مطرح می کنم بلافاصله به بنده می گویند که مشاور و وزیر اقتصادی حضور دارند اما بالاخره باید کسی باشد که دست اندر کار مسائل اقتصادی باشد. بهتر از من زیاد است.
با من رایزنی شده اما...
*رایزنی با شما صورت گرفته؟
بله رایزنی شده است. این رایزنی ها به صورت مرتب ادامه دارد شاید یک عده ای همین هم اکنون پشت در هستند در این رابطه صحبت کنند بنده همیشه به اظهاراتشان گوش می دهم در نهایت برای آنها این شعر را می خوانم:
"در جوانی به پیش خود گفتم شیر، شیر است گرچه پیر بُوَد
چون به پیری رسیدم این دیدم، پیر، پیر است گرچه شیر بُوَد"
به رئیس جمهور شدن فکر نمی کنم
*خودتان چقدر به رئیس جمهور شدن فکر می کنید؟
هیچ.
*آقای صدر! شما جزو خانواده های سیاسی معروف هستید، نسبت های فامیلی در میان سیاسیون تا چه حد در معادلات و روابط سیاسی اثرگذار است؟ درکجاها فرصت و کجاها محدودیت بوده است؟
قطعا در هیچ کجا برای بنده محدودیتی نبوده است اما هیچ گونه فرصتی هم نبوده است به بیانی دیگر وقتی وارد کارزار شدم به سبب سوابق انقلابی خودم بوده است چون کارم را با شهید رجایی در نخست وزیری آغاز کردم با ایشان به وزارت خارجه آمدم و پس از آن به وزرات کشور آمدم منتهی آن چیزی که بنده احساس می کنم این نسبت های فامیلی تأثیر داشت زمانی بود که بنده معاون عربی- آفریقایی وزارت خارجه دولت اصلاحات به مدت ۷ سال شدم بسیار در منطقه به بنده توجه شد و به سبب همین شناختی که درباره مسائل خانوادگی وجود داشت از من استقبال شد بگونه ای که بارها هرچند بعنوان معاون وزیر به این کشورهای منطقه می رفتم شاهد بودم که طرف مقابل از بنده در سطح وزیر استقبال می کرد در اینجا آثاری را مشاهده کردم اما در جاهای دیگر خیر.
شهید بهشتی شبیه ترین شخصیت به امام موسی صدر بود
*کجا بیشتر از همیشه به امام موسی صدر فکر می کنید و شبیه ترین شخصیت به ایشان را چه کسی می دانید؟
اگر بخواهیم مقایسه نماییم که چه کسی در ایران شبیه به امام موسی صدر بود باید اظهار داشت که شهید بهشتی شبیه ایشان بود و ظاهرا اینها با همدیگر هم مباحثه هم بوده اند یعنی امام موسی صدر و شهید آیت الله شهید بهشتی و آیت الله شبیری زنجانی که جزو مراجع تقلید هستند در دوران طلبگی ظاهرا با یکدیگر هم مباحثه بوده اند اما آن کسی که به لحاظ چهره، منش و روش به امام موسی صدر شباهت داشت شهید بهشتی بود.


1400/01/02
14:07:20
5.0 / 5
169
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها