در گفتگوی تفصیلی با برتریها مطرح شد؛

بحران انرژی و پارادایم جدید فناوری نقشه راه کاهش مصرف در ساختمان چیست؟

به گزارش برتریها، دبیر ستاد هوافضا، حمل و نقل و شهرسازی معاونت علمی بر لزوم گذار از ساختمان های سنتی به سامانه های هوشمند و داده محور با بهره گیری از فناوری هایی چون حسگرها و کنتورهای هوشمند تاکید کرد. بحران انرژی و پارادایم جدید فناوری نقشه راه کاهش مصرف در ساختمان چیست؟
به گزارش برتریها به نقل از مهر، در دنیای امروز، تعریف ساختمان از یک چهاردیواری بتنی و آجری تغییر کرده و به یک سیستم زنده و هوشمند تبدیل گشته است؛ فضایی که با کمک حسگرها، اینترنت اشیاء و تکنولوژی های جدید، می تواند مصرف انرژی خویش را بصورت لحظه ای کنترل کند، قسمتی از برق مورد نیازش را از نور خورشید تأمین کند و کمترین صدمه را به محیط زیست برساند. بحران ناترازی برق و گاز در کنار تغییرات اقلیمی نشان داده است که ادامه شیوه های سنتی ساخت وساز دیگر امکان ندارد و ساختمان ها باید از مصرف کنندگان پرمصرف، به سازه هایی کم مصرف، خودکفا و هوشمند تبدیل شوند.
در همین مسیر، «ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان» دیگر فقط یک آئین نامه روی کاغذ نیست، بلکه یک استاندارد اجبار آور فناورانه برای تغییر کل پروسه ساخت وساز است؛ استانداردی که بگفته حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان رئیس جمهور، مرز میان ساختمان های سنتی و ناکارآمد گذشته با ساختمان های پیشرفته آینده را مشخص می کند. بر طبق این رویکرد، نه فقط صدور پایان کار ساختمان ها به رعایت دقیق این مقررات گره خورده، بلکه تعریف قدرت مهندسی هم تغییر کرده است؛ قدرتی که دیگر در وزن آهن و بتن نیست، بلکه در «سرعت ساخت»، «هوشمندسازی»، «شفافیت و اندازه گیری مصرف انرژی» و «کاهش تولید آلاینده ها و کربن» خلاصه می شود.
در همین راستا و جهت بررسی عمیق تر این تحولات، در بخش نخست این گفتگوی تفصیلی به سراغ مهندس حسین شکری دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانش بنیان هوافضا، حمل و نقل و شهرسازی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری رفته ایم تا زوایای پنهان و آشکار گذار از ساختمان های ایستا به سیستم های هوشمند انرژی محور را واکاوی نماییم. در این گفتگو شکری بر لزوم گذار از ساختمان های سنتی به سیستم های هوشمند و داده محور با استفاده از فناوری هایی چون حسگرها و کنتورهای هوشمند تاکید دارد. او همینطور به نقش کلیدی انرژی خورشیدی در مدیریت پیک بار و کاهش کربن نهفته در ساختمان ها اشاره کرده و لزوم ارتقاء هوشمندی فراتر از صرف اتصال به اینترنت (IoT) را مطرح می سازد.
مشروح این گفتگو در نوشتار زیر قابل مشاهده است؛

*آقای شکری. مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان به رغم پیشینه طولانی مدت، در رویارویی با واقعیت های میدانی مصرف انرژی، گرفتار یک «پارادوکس اجرایی» است. با عنایت به سهم ۴۰ درصدی بخش ساختمان در مصرف انرژی کشور، به نظر شما چرا این مبحث تا امروز نتوانسته است به یک ضابطه بازدارنده یا پیشران تبدیل گردد و برای عبور از این بن بست، چطور باید از «ضوابط کاغذی» بسمت «پایش عملکردی، فناورانه و هوشمند» حرکت کنیم؟

مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان با هدف کاهش مصرف انرژی و ارتقاء راندمان انرژی در ساختمان ها تدوین شده است. اهمیت این مورد در وضعیت فعلی کشور دوچندان است چونکه با مسئله رشد مستمر تقاضای انرژی، شدت بالای مصرف و ناترازی در تعدادی حامل ها مواجه هستیم. در چنین شرایطی، راه حل صرفا افزایش تولید و توسعه ظرفیت عرضه نیست و بخش مهمی از طریق حل باید از مسیر مدیریت مصرف، افزایش راندمان و کاهش اتلاف انرژی در سمت تقاضا دنبال شود.
بر اساس آمارهای انتشار یافته، میزان مصرف انرژی در کشور به صورت قابل توجهی بالاتر از متوسط جهانی است و مصرف بخش خانگی هم سهم زیادی از مصرف را به خود اختصاص می دهد؛ بنابراین، اصلاح الگوی مصرف و افزایش راندمان در ساختمان ها می تواند یکی از مؤثرترین مسیرهای کاهش فشار بر شبکه انرژی کشور باشد. در این بین یک نقطه مداخله خیلی مهم است. بخش قابل توجهی از انرژی در ساختمان ها صرف گرمایش، سرمایش، تأمین آب گرم، روشنایی و بهره برداری از تجهیزات می شود و به این علت، بهبود عملکرد ساختمان ها می تواند در مقیاس ملی آثار قابل توجهی داشته باشد. از سوی دیگر، امروز تکنولوژی های جدید این امکان را فراهم آورده اند که از یک ساختمان صرفا مصرف کننده انرژی به یک سیستم قابل اندازه گیری و قابل کنترل برسیم.
فناوری هایی مانند کنتورهای هوشمند، حسگرها، سیستم های مدیریت انرژی ساختمان (EMS)، کنترل هوشمند تأسیسات، تجهیزات با راندمان بالا، پوسته های ساختمانی با عملکرد حرارتی مناسب، انرژی خورشیدی، ذخیره سازی انرژی، BIM و دوقلوی دیجیتال می توانند در اندازه گیری، پایش و بهینه سازی مصرف نقش مؤثری داشته باشند؛ بنابراین، از دید ما، مبحث ۱۹ صرفا یک مجموعه ضوابط ساختمانی نیست بلکه می تواند قسمتی از راه حل برای افزایش راندمان انرژی باشد که برای تحقق آن باید در کنار اصلاح و اجرای مؤثر مقررات، از ظرفیت تکنولوژی های جدید، داده و شرکت های دانش بنیان هم استفاده نمائیم و عملکرد ساختمان ها را در دوره بهره برداری قابل ارزیابی نماییم در نهایت مصرف انرژی در بخش ساختمان را که حالا سهم بیشتر از ۴۰ درصدی را از کل مصرف انرژی سالانه کشور دارند، مدیریت نماییم.

*در ویرایش پنجم، تمرکز ویژه ای بر «مدیریت انرژی در چرخه عمر» انجام شده است. برای عملیاتی سازی این رویکرد، چطور باید از قابلیت هایِ حسگرها، کنتورهای هوشمند و زیرساخت های پایش در ایجاد یک «ردپای انرژی» (Energy Footprint) دقیق برای تجهیزات و ساختمان استفاده نمائیم تا کاربر از یک مصرف کننده منفعل به یک بازیگر فعال در مدیریت انرژی تبدیل شود؟ شرکت های دانش بنیان چقدر در این راه حرکت کرده اند؟

برای این که مدیریت انرژی در ساختمان از یک اجبار مقرراتی به یک پروسه واقعی و قابل اندازه گیری تبدیل گردد، اولین نیاز، دسترسی به داده دقیق و مستمر است. حسگرها، کنتورهای هوشمند و سیستم های مدیریت انرژی ساختمان (EMS) این امکان را فراهم می کنند که مصرف و تولید انرژی در ساختمان بصورت مستمر اندازه گیری، پایش، تحلیل و مدیریت شود. بدون داده، مدیریت انرژی عملا مبتنی بر برآورد است؛ اما با داده می توان عملکرد واقعی ساختمان را ارزیابی و برای بهینه سازی آن تصمیم گیری کرد.
خوشبختانه شرکت های فناور و دانش بنیان کشور در این زمینه راه حل ها و نوآوری های خوبی توسعه داده اند و ظرفیت مناسبی برای بومی سازی فناوری های پایش و مدیریت هوشمند انرژی وجود دارد. تجربه اجرای این راه حل ها هم نشان داده است که پایش هوشمند می تواند در شناسایی الگوهای مصرف، تشخیص مصارف غیرضروری، شناسایی رفتارهای غیرعادی تجهیزات و در نهایت کاهش و بهینه سازی مصرف انرژی بسیار مؤثر باشد.
نکته مهم این است که این فناوری نباید صرفا در اختیار مدیر تأسیسات یا اپراتور ساختمان باشد؛ بلکه باید اطلاعات قابل فهم و قابل استفاده را به خود مصرف کننده هم ارائه نماید. به عنوان نمونه، یک مصرف کننده خانگی می تواند برمبنای الگوی مصرف فعلی خود، پیش بینی دریافت کند که در آخر ماه چه میزان هزینه انرژی خواهد داشت. حتی می توان این امکان را فراهم نمود که کاربر یک سقف هزینه مشخص برای مصرف انرژی خود تعیین کند و سیستم به او نشان دهد که برای رسیدن به آن هدف، چقدر باید مصرف خویش را کم کند و این کاهش مصرف را در کدام بخش ها می تواند با کمترین دشواری ایجاد نماید.
گام مهم، ماشین لباسشویی و سایر تجهیزات چه میزان انرژی مصرف کرده اند و کدام یک سهم بیشتری در مصرف داشته است؟ این داده، می توان برای تجهیزات مختلف یک ساختمان نوعی «فوت پرینت مصرف انرژی» ایجاد کرد؛ به این معنا که کاربر بتواند ببیند در یک دوره مشخص، هر یک از تجهیزات اصلی مانند یخچال، کولر، سیستم گرمایشی، ماشین لباسشویی و سایر تجهیزات چه میزان انرژی مصرف کرده اند و کدام یک سهم بیشتری در مصرف داشته است. این توانایی، یک تحول در رفتار مصرف کننده بوجود می آورد. وقتی به فرد فقط گفته شود «کمتر مصرف کنید»، تصمیم گیری دشوار است؛ اما وقتی به او نشان دهیم کدام وسیله، در چه زمانی و به چه میزان مصرف می کند و با چه اقدامی می توان این مصرف را کم کرد، مدیریت مصرف به یک اقدام مشخص و قابل اجرا تبدیل می شود.
در واقع، مقصد پایانی ما باید عبور از «اندازه گیری مصرف» بسمت اندازه گیری، تحلیل، پیش بینی و عرضه سفارش هوشمند برای بهینه سازی مصرف باشد. ترکیب کنتورهای هوشمند، حسگرها، سیستم های EMS، تحلیل داده و هوش مصنوعی می تواند این امکان را فراهم آورد که هر ساختمان نه فقط میزان مصرف خویش را بداند، بلکه علت مصرف، محل ایجاد اتلاف و راه حل کاهش آنرا هم شناسایی کند. این مورد در اجرای واقعی و اثربخش ویرایش پنجم اهمیت ویژه ای دارد؛ چونکه در نهایت موفقیت یک برنامه مدیریت انرژی زمانی قابل سنجش است که بتوانیم عملکرد واقعی ساختمان را در طول دوره بهره برداری اندازه گیری نماییم، میزان صرفه جویی را بسنجیم و اطلاعات لازم را در اختیار مدیر ساختمان و مصرف کننده قرار دهیم.
*بسیاری از پروژه های فعلی با برچسب «ساختمان هوشمند»، صرفا درگیر اتصالات پایه اینترنت اشیا (IoT) هستند. تعریف شما از «هوشمندی واقعی» چیست؟ آیا ما باید بسمت معماری های «شناختی و تصمیم گیر» حرکت نماییم که ساختمان را از یک مجموعه تجهیزات متصل به اینترنت، به یک سیستم عاملِ پاسخگو و بهینه ساز ارتقا دهد؟
اتصال تجهیزات به اینترنت و امکان ارتباط و کنترل آنها از راه دور، یکی از اجزای مهم ساختمان هوشمند است. این توانایی به کاربران اجازه می دهد وضعیت تجهیزات و بخش های مختلف ساختمان را از هر مکانی پایش و کنترل کنند و در عرصه هایی مانند امنیت، کنترل دسترسی، روشنایی، سرمایش و گرمایش و مدیریت تجهیزات کاربردهای گسترده ای پیدا کرده است.
این قابلیت به حوزه انرژی هم تسری پیدا کرده و امروز راهکارهای جذابی برای مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی حتی در زمان عدم حضور افراد در ساختمان بوجود آمده است. به عنوان نمونه، کاربر می تواند ازراه دور وضعیت سیستم سرمایش یا گرمایش را مشاهده و تنظیم کند، تجهیزات غیرضروری را خاموش کند یا سیستم بصورت خودکار برمبنای زمان بندی، حضور یا عدم حضور افراد و الگوی مصرف، عملکرد تجهیزات را تنظیم کند. حتی می توان شرایطی را تعریف کرد که ساختمان قبل از ورود کاربر، صرفا به اندازه موردنیاز برای رسیدن به شرایط مطلوب آماده شود و در زمان خالی بودن ساختمان، تجهیزات با حداقل مصرف فعالیت کنند.
اما هوشمندی ساختمان در اتصال تجهیزات به اینترنت خلاصه نمی گردد. مفهوم هوشمندی زمانی محقق می شود که ساختمان بتواند داده های در ارتباط با مصرف، شرایط محیطی و عملکرد تجهیزات را جمع آوری کند، این داده ها را تحلیل کند و برمبنای نتایج تحلیل، بصورت خودکار یا نیمه خودکار تصمیم مناسب بگیرد و عملکرد خویش را بهینه کند. بدین سبب می توان گفت سه مؤلفه اصلی ساختمان هوشمند عبارت اند از داده، تحلیل و اقدام یعنی ساختمان باید بتواند وضعیت خویش را بسنجد، آنرا تحلیل کند و متناسب با شرایط، واکنش مناسب نشان دهد. در عرصه انرژی، این هوشمندی می تواند به مفهوم پیش بینی مصرف، تشخیص الگوهای غیرعادی، مدیریت بار، کنترل تأسیسات، بهینه سازی مصرف در زمان عدم حضور، استفاده بهینه از انرژی خورشیدی و حتی هماهنگی میان تولید، ذخیره سازی و مصرف انرژی باشد.
در این زمینه شرکت های دانش بنیان قابلیت مبادرت به تولید محصول کرده اند که از مهم ترین محصولات آنها می توان به سیستم های مدیریت موتورخانه و انرژی میترینگ اشاره نمود. این محصولات توانسته اند بعد از نصب در پروژه های گوناگون، تاییدیه های لازم را درباب صحت عملکرد و تاثیرات آن بر کاهش مصرف انرژی دریافت نمایند. در نهایت باید به این نکته اشاره نمود که هدف از هوشمندسازی ساختمان صرفا افزایش تعداد تجهیزات متصل نیست بلکه باید به افزایش آسایش و ایمنی کاربران، کاهش مصرف و هزینه انرژی، کاهش استهلاک تجهیزات و ارتقاء راندمان کلی ساختمان منجر شود. به همین دلیل، ساختمان هوشمند را باید یک سیستم تصمیم گیر و پاسخ گو دانست، نه صرفا مجموعه ای از تجهیزات متصل به اینترنت.

اگر ساختمان ها را به عنوان سلول های بنیادی یک شهر درنظر بگیریم، داده های خروجی آنها (مثل مصرف حامل ها، کیفیت هوا و بار حرارتی) باید در چه سطحی استانداردسازی شوند تا از حالتِ «جزیره ای» خارج شده و به یک مرکز داده تبدیل شود؟

پاسخ: حداقل داده های موردنیاز، متناسب با نوع کاربری و مقیاس ساختمان متفاوت می باشد، اما در سطح پایه باید شامل مصرف برق، گاز و آب، دما، رطوبت، کیفیت هوای داخل، وضعیت عملکرد تجهیزات و تأسیسات اصلی، الگوی بار و میزان تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر باشد. البته اهمیت موضوع فقط در جمع آوری این داده ها نیست؛ داده ها باید با تفکیک زمانی مناسب، استاندارد مشخص و قابلیت ذخیره سازی، تجمیع، مقایسه و تحلیل در دسترس باشند.
این اطلاعات در وهله اول برای مدیریت و بهینه سازی انرژی در خود ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد؛ یعنی می توان میزان مصرف، الگوی مصرف، نقاط اتلاف و عملکرد تجهیزات را شناسایی کرد و برمبنای آن تصمیم گرفت. اما ارزش این داده ها در سطح بالاتر بسیار بیشتر است. اگر داده های ساختمان ها با یک استاندارد مشخص و بشکل قابل اعتماد جمع آوری و تجمیع شوند، می توان از آنها برای ایجاد یک تصویر واقعی و به روز از الگوی مصرف انرژی در مقیاس شهری، منطقه ای و در نهایت ملی استفاده کرد. این همان زیرساخت داده ای است که امروز در عرصه سیاستگذاری و برنامه ریزی انرژی کشور به آن نیاز داریم.
در حال حاضر بخش مهمی از تصمیم گیری های کلان انرژی برمبنای داده های تجمیعی و نسبتاً محدود انجام می شود؛ در حالیکه اگر بتوانیم داده های واقعی مصرف را از سطح ساختمان ها جمع آوری و استاندارد نماییم، می توانیم بدانیم انرژی در کجا، در چه زمانی، در چه نوع کاربری و توسط چه تجهیزاتی مصرف می شود و ظرفیت کاهش مصرف در هر بخش چقدر است. این مورد می تواند سیاستگذاری انرژی را متحول کند. به عنوان نمونه، به جای این که صرفا اعلام نماییم مصرف برق در یک بخش بالاست، می توانیم دقیق تر مشخص نماییم اوج مصرف در چه مناطق و چه ساختمان هایی رخ می دهد، چه کاربری هایی بیشترین سهم را دارند، چه تجهیزاتی عامل اصلی مصرف هستند و در کدام نقاط، سرمایه گذاری برای بهینه سازی بیشترین بازده را خواهد داشت.
بنابراین، داده های ساختمان هوشمند فقط یک ابزار برای مدیریت همان ساختمان نیست؛ اگر این داده ها استاندارد، قابل اعتماد، امن و قابل تجمیع باشند، می توانند به یک زیرساخت مهم برای حکمرانی داده محور انرژی در کشور تبدیل شوند و مبنای دقیق تری برای سیاست گذاری، پیش بینی تقاضا، مدیریت اوج مصرف، برنامه ریزی تولید و توسعه شبکه و همین طور ارزیابی اثربخشی سیاستهای بهینه سازی انرژی فراهم آورند. به عقیده من، یکی از مهم ترین اتفاقات در این زمینه این است که نگاه ما از «ساختمان هوشمند» بسمت «شبکه ای از ساختمان های هوشمند و متصل به یک داده بان ملی انرژی» حرکت نماید. در این صورت، هر ساختمان علاوه بر این که مصرف خویش را مدیریت می کند، قسمتی از یک سیستم بزرگ تر برای شناخت و مدیریت مصرف انرژی کشور خواهد بود.

*از آنجا که سهم ساختمان ها در کمبود انرژی کشور خصوصاً در ساعات پیک، انکارناپذیر است، توسعه انرژی های خورشیدی در مقیاس ساختمان، صرفا یک ابزار تولید است یا این تکنولوژی باید قسمتی از شبکه «پاسخگویی بار» (Demand Response) باشد که فشار را از روی شبکه سراسری در ساعات بحرانی برمی دارد؟

بخش ساختمان، خصوصاً بوسیله سیستم های سرمایشی، یکی از مؤثرترین بخش ها در ایجاد اوج مصرف برق در فصل تابستان است. بدین سبب کاهش بار سرمایشی و افزایش راندمان تجهیزات می تواند تاثیر قابل توجهی بر مدیریت اوج مصرف داشته باشد. سیستم های خورشیدی پشت بامی هم می توانند قسمتی از برق موردنیاز ساختمان را در ساعات تولید خورشیدی تأمین کنند و درنتیجه، مصرف برق از شبکه و فشار بر شبکه در قسمتی از ساعات روز را کاهش دهند. البته انرژی خورشیدی به تنهایی راهکار مسئله ناترازی برق نیست و باید در کنار بهینه سازی مصرف، مدیریت بار، ذخیره سازها، توسعه شبکه و سایر منابع تولید مورد توجه قرار گیرد.

معاون علمی رئیس جمهور بر پارادایم «ساختمان های کم کربن» تاکید دارند. این مفهوم دقیقاً یعنی چه و چطور از «بهینه سازی انرژی در حین بهره برداری» فراتر می رود و فاکتورهای سنجشِ «کربن نهفته» (Embodied Carbon) در مصالح ساختمانی چطور باید در استانداردهای صدور پروانه و رتبه بندی ساختمان ها ادغام شود؟

ساختمان کم کربن ساختمانی است که در چرخه عمر خود، انتشار گازهای گلخانه ای را تا حد امکان کم کند. بنابراین، موضوع فقط مصرف انرژی در زمان بهره برداری نیست؛ بلکه باید انتشار ناشی از تولید و حمل مصالح، پروسه ساخت، دوره بهره برداری، تعمیر و نگهداری و در نهایت آخر عمر ساختمان هم مورد توجه قرار گیرد. از مهم ترین فاکتورهای ارزیابی می توان به مصرف انرژی، انتشار CO۲، سهم انرژی های تجدیدپذیر، کربن نهفته در مصالح، راندمان آب و منابع و قابلیت بازیافت و استفاده مجدد از مصالح اشاره نمود. مصرف انرژی یعنی ساختمان برای گرمایش، سرمایش، روشنایی، تهویه، آب گرم و تجهیزات چقدر انرژی مصرف می کند. هرچه مصرف انرژی کمتر باشد، معمولا انتشار کربن هم کمتر است.
این موضوع بوسیله مواردی مثل عایق کاری مناسب دیوار، سقف و کف، پنجره های دوجداره، طراحی مناسب جهت گیری ساختمان، استفاده از نور طبیعی، سیستم های گرمایشی و سرمایشی پربازده، سیستم مدیریت هوشمند انرژی قابل بهبود است. انتشار CO۲ یعنی اگر یک ساختمان سالانه برق و گاز زیادی مصرف کند، انتشار CO۲ آن بالا خواهد بود. بدین سبب می توان شاخصی مانند مقدار انتشار معادل دی اکسیدکربن به ازای هر مترمربع ساختمان در سال تعریف کرد.
اگر ساختمان قسمتی از انرژی مورد نیاز خویش را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند، وابستگی آن به سوخت های فسیلی و بنابراین انتشار کربن کاسته می شود. مثلا پنل خورشیدی روی بام، آبگرمکن خورشیدی، خرید برق تجدیدپذیر، استفاده از سیستم های زمین گرمایی.
کربن نهفته در مصالح هم موضوع مهمی است و یکی از تفاوت های ساختمان کم کربن با ساختمان صرفا «کم مصرف» شمرده می شود. فرض کنید ساختمانی در زمان بهره برداری انرژی بسیار کمی مصرف می کند؛ اما برای ساخت آن مقدار زیادی فولاد، آلومینیوم و شیشه تولید و حمل شده است. تولید این مصالح خودش مقدار توجهی CO۲ منتشر نموده است. به این انتشارها کربن نهفته گفته می شود. بدین سبب در ساختمان کم کربن باید علاوه بر کاهش مصرف انرژی، به انتخاب مصالح کم کربن هم توجه کرد؛ مثلا استفاده بهینه از بتن و فولاد، مصالح بازیافتی، مصالح محلی و مصالحی که عمر مفید بالاتری دارند.
قابلیت بازیافت و استفاده مجدد از مصالح شاخصی است که به مرحله آخر عمر ساختمان مربوط می شود. در یک ساختمان سنتی امکان دارد هنگام تخریب، حجم زیادی از بتن، فولاد، چوب، شیشه و سایر مصالح تبدیل به نخاله شود. اما در رویکرد کم کربن بهتر است ساختمان از ابتدا به گونه ای طراحی شود که در آخر عمر مصالح آن قابل جداسازی باشند، قطعات قابل استفاده مجدد باشند، مصالح قابل بازیافت باشند، کمترین مقدار نخاله ساختمانی تولید شود. این رویکرد را می توان قسمتی از مفهوم اقتصاد چرخشی در ساختمان دانست.
پساخت وساز هوشمند و کم مصرف، یک پروژه میان دستگاهی است که منافع و تکالیف آن بین وزارت راه، وزارت نیرو، شهرداری ها و نظام مهندسی تقسیم شده است. برای پرهیز از جزیره ای عمل کردن که بتوان در آن استانداردهای نوین را بدون بروکراسی های دست وپاگیر پیاده سازی کرد، ستاد هوافضا، حمل و نقل و شهرسازی چه سازوکارهای هماهنگی را تعریف کرده است؟
این هماهنگی نیازمند یک چارچوب حکمرانی و داده مشترک است. در گام نخست باید استانداردهای مشترک برای داده، فاکتورهای عملکرد انرژی و کربن و نحوه تبادل اطلاعات تعریف شود. در گام بعد، مسئولیت هر دستگاه در زنجیره طراحی، اعطای مجوز، ساخت، بازرسی، بهره برداری و ارزیابی عملکرد باید بصورت شفاف مشخص باشد. همین طور اتصال سیستم های در رابطه با اعطای مجوز، کنترل ساختمان، انرژی و پایش عملکرد می تواند از موازی کاری جلوگیری کرده و امکان تصمیم گیری مبتنی بر داده را فراهم آورد. مقصد پایانی باید ایجاد یک نظام یکپارچه باشد که در آن، انرژی و کربن به عنوان قسمتی از فاکتورهای اصلی عملکرد ساختمان دیده شوند.
بخش دوم این گفتگو در ایام آتی منتشر خواهد شد


در این میان یک نقطه مداخله خیلی مهم می باشد. مفهوم هوشمندی زمانی محقق می شود که ساختمان بتواند داده های در رابطه با مصرف، شرایط محیطی و عملکرد تجهیزات را جمع آوری کند، این داده ها را تحلیل کند و برمبنای نتایج تحلیل، به صورت خودکار یا نیمه خودکار تصمیم مناسب بگیرد و عملکرد خود را بهینه کند. سیستم های خورشیدی پشت بامی هم می توانند قسمتی از برق موردنیاز ساختمان را در ساعات تولید خورشیدی تأمین کنند و درنتیجه، مصرف برق از شبکه و فشار بر شبکه در قسمتی از ساعات روز را کاهش دهند.

منبع:

1405/06/10
15:22:47
5.0 / ۵
102
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد بحران انرژی و پارادایم جدید فناوری نقشه راه کاهش مصرف در ساختمان چیست؟
نظر شما در مورد بحران انرژی و پارادایم جدید فناوری نقشه راه کاهش مصرف در ساختمان چیست؟
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۲
برتریها bartariha