تجربه گرانقدر جنگ تحمیلی در جنگ اقتصادی

تجربه گرانقدر جنگ تحمیلی در جنگ اقتصادی به گزارش برتریها روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: اگر اقتصاد ایران بزرگ و سهم نفت در این اقتصاد کوچک شود، به صورتی که بتوانیم مدعی شویم که اقتصاد ایران دیگر غیرنفتی است، از مجاهدت ها و رشادت های دوران دفاع مقدس هم به بهترین شکل حراست کرده ایم.


در ادامه یادداشت ۶ مهر ۱۴۰۰ روزنامه ایران به قلم سید مهدی حسینی کارشناس ارشد نفت می خوانیم: صنعت نفت ایران در طول تاریخ خود بجز در ۲ دوره، همواره به دستان مهندسان مدیریت شده است؛ باآنکه که در پیشبرد آن نقش مهندسان منتزع از سایر متخصصان نبوده اند و با یک صنعت عظیم مواجه هستیم که ابعاد مختلفی شامل فنی و مهندسی، اقتصادی، حقوقی، بین المللی و دیپلماسی را دربرمی گیرد؛ اما در این میان، اگر روی بخش فنی متمرکز شویم، نقش مهندسان پررنگ تر می شود. جهت بررسی دقیق تر تاریخچه بخش مهندسی چند مقطع زمانی مهم را میتوان بررسی کرد. قبل از انقلاب اسلامی، ۸ سال دفاع مقدس و دوران بعد از جنگ.
دهه ها قبل، یعنی در دهه ۶۰ میلادی، فرصتی فراهم گردید تا تعداد زیادی مشارکت های مدنی در خلیج فارس شکل بگیرد. خصوصیت برجسته این مشارکت ها این بود که شرکت نفت در خود عملیات و سرمایه گذاری ۵۰ درصد شریک بود؛ بنابراین در مدیریت سیستم زمینه ای فراهم گردید که مهندسان ایرانی هم وارد فرایندها شوند.
در همین حال، در سال ۱۳۵۳ هم تغییر ساختار قراردادها برای بخش خشکی رقم خورد. به این ترتیب، قراردادهای کنسرسیوم از امتیازی به سرویس خدمات تبدیل شد. در آن زمان، شرکت اسکو(osco) تشکیل شده بود و مهندسان درگیر کارهای اجرایی شده بودند. ازاین رو، همکاریهای بین المللی، مدیریت کار و انتقال تکنولوژی در بخش هایی نظیر تولید و نگهداشت سرعت گرفته بود. این مسائل سبب شد توان منطقه ای مهندسان ایرانی بالا برود.
در مقطع انقلاب و جنگ تحمیلی، شرکتهای خارجی که صنعت نفت ایران را ترک کرده و رفته بودند، گمان می کردند که ما نمی توانیم صنعت نفت را اداره نماییم. اما همان افزایش توان مهندسان و مدیران نفتی کشور باعث شد که این پیشبینی محقق نشود. این مسأله ناتوانی ایرانیان در مدیریت صنعت نفت را شرکتهای خارجی بارها در زمان حل و فصل دعاوی در دادگاه لاهه و مذاکرات خود به زبان می آوردند، اما در عین حال، متوجه علاقه آنها به حضور در صنعت نفت کشور بودیم و از این علاقه هم برای مذاکرات نهایت استفاده را کردیم.
با وجود این، حدود ۱۰ سالی که مذاکرات جریان داشت تا به قرارداد منتج شود، همین مهندسان ایرانی بودند که بواسطه آموخته های خود در سالهای قبل و البته همت و اراده خاص خود، صنعت نفت را در طول ۸ سال جنگ حفظ کردند و حتی توسعه های اندکی هم دادند. فضای انقلاب و جنگ توان ویژه ای را در مردان صنعت نفت بوجود آورده بود و شرایط آن روزها حتی فراتر از آموخته ها بود. همدلی و همراهی و بی توجهی به سمت و حقوق، همه را یکدست و همکار کرده بود تا کار جلو برود.
البته تهدیدها در بعضی از کشورها جواب می داد. وقتی شرکتهای نفتی، صنعت نفت لیبی را ترک کردند، این صنعت کاملاً تعطیل شد و نتوانستند آنرا راه بیندازند، حتی این ما بودیم که تیم هایی فنی را به لیبی فرستادیم و صنعت نفت آنرا مهندسان ایرانی راه اندازی کردند. بنابراین مهندسان صنعت نفت ایران بواسطه شجاعت و تهور خود و همچنین تحولاتی که پیش از انقلاب در صنعت رخ داده بود و ایران را به مرز تکنولوژی آن روزهای صنعت نفت جهان نزدیک کرده بود، توانستند شرایطی را رقم بزنند که در دنیای نفت کم نظیر بود. در دوره جنگ کشور با مشکلات عدیده ای مواجه بود.
تولید نفت یکی از مباحث بود که خوشبختانه به هر طریقی تداوم یافت؛ اما از طرفی مبحث صادرات نفت هم مطرح بود. ترمینال های صادراتی مدام مورد بمباران قرار می گرفتند و امنیت برای بارگیری محموله ها فراهم نبود؛ حتی در مورد بازاریابی هم شرایط به هیچ وجه عادی نبود و از هر فرصتی برای رایزنی با کشورهای دیگر در مورد فروش نفت استفاده می شد. در اوپک هم همدلی نداشتیم و بدتر از آن، مسأله سقوط قیمت نفت در نیمه دهه ۸۰ میلادی بود که قیمت از حدود ۴۰ دلار در بشکه به زیر ۱۰ دلار در بشکه سقوط کرد و این مورد با شرایط جنگ و نیازهایش همخوانی نداشت.
با وجود این مشکلات، حملات و هزینه های بالای دوران جنگ، اما صنعت نفت از توسعه هم در آن دوران غافل نبود. البته بیشتر در بخش پایین دستی توسعه دنبال می شد؛ همچون توسعه در پالایشگاه اراک، اصفهان و بلافاصله پس از آخر جنگ، بازسازی و راه اندازی پالایشگاه آبادان که آنقدر مورد حمله دشمن قرار گرفته بود، مشبک شده بود. به خاطر می آورم که در همان دوران جنگ، بعد از بمباران پالایشگاه آبادان، به آنجا رفتیم تا بررسی نماییم که در صورت امکان تأسیسات پالایشگاه را به پالایشگاه اصفهان منتقل نماییم. کف پالایشگاه مملو از قطعات ترکش بود و حفره هایی در برج ها به بزرگی قطر موشک ها باز شده بود و صحنه ای بسیار غم انگیز بود.
البته امکان انتقال تأسیسات به جهت ناامنی فراهم نشد. باوجود این، در همان دوران جنگ بازسازی های خیلی سریعی را مهندسان ایرانی و کارگران صنعت نفت انجام می دادند و بواسطه همت آنها هیچ پالایشگاهی پس از بمباران بیشتر از ۲ تا ۳ هفته تعطیل نمی شد؛ اما بازسازی کامل پالایشگاه بعد از دوران جنگ بود و به شکلی این اقدامات توسط فعالان صنعت شاهکار بود. به این ترتیب، دربخش تولید، مهار آتش چاه ها، بازسازی پالایشگاه ها و تأسیسات و صادرات نفت بگونه ای عمل شد که میتوان گفت از آن دوران جنگ سربلند بیرون آمدیم.
کارهای بی نظیر و ارزشمندی انجام شد که غیر از دانش، از غیرت برمی خاست. توسعه پتروشیمی ها هم در همان دوره دنبال می شد و ظرفیت تولید از سالانه ۳.۵ میلیون تن به حدود ۱۲ میلیون تن در سال ۱۳۷۶ رسید که با ابزارهایی مانند یوزانس و پیش فروش نفت صورت گرفت. اما بعد از جنگ تحمیلی، به مرور مسائل و دعاوی را در سطح بین المللی حل و فصل کردیم و زمان می گذشت اما هنوز شرکتهای بین المللی وارد صنعت نفت کشور نشده بودند. هرچه زمان می گذشت، دانش مهندسان ایرانی از سطح فناوری ها و مدیریت روز صنعت نفت عقب می افتاد. البته نگاه به مهندسان و متخصصان ایرانی یا خارجی در دورانی که فرصت فراهم بود، صفر و یک نبود.
همان طور که قبل از آن، مناقصه ای برای ساخت پالایشگاه خانگیران برگزار و شرکت دایلم کره جنوبی برنده مناقصه شده بود. اما همزمان برای بخش دیگری از پروژه مناقصه برگزار شد و شرکت داخلی تهران جنوب برنده شده بود. نتیجه هم این شد که پالایشگاه خانگیران با جمع توان داخلی و خارجی و مجموع دانشی که وجود داشت، شکل گرفت و یکی از بزرگترین پروژه های گازی کشور شد.
پس از جنگ مدل تأمین مالی صنعت نفت، فاینانس بود که البته برای بخش پایین دستی بیشتر به کار می آید. اما در بخش بالادستی که صنایع ریسکی است، بانکها فاینانس نمی کنند و دولت ها هم حاضر به بیمه نیستند؛ بخصوص اگر کشوری جنگ زده باشد. این اتفاقات متعلق به نیمه اول دهه ۱۳۷۰ بود. حجم زیادی فاینانس در پروژه های مختلف از قبیل نیروگاه ها انجام شده بود و بخش بالادستی تعلیق شده بود و فقط مهندسان تلاش می کردند که نگهداشت را در حد دانشی که داشتند، در میادین نفتی دنبال کنند.
شرایط مناسبی از نظر بدهی خارجی کشور و توسعه بالادستی صنعت نفت نبود؛ اما در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰، مجدداً مناقصه های نفتی شروع شد و مدلی از دل مدلهای مطرح درآمد که به بیع متقابل یا بای بک(Buy Back) مشهور است. این مدل هم متفاوت از مدلهای قبل از انقلاب اسلامی بود و هم بازپرداخت از محل تولید بود و برای ایرانیان هم سهمی در نظر گرفته شده بود. نتیجه این نوع مدل قراردادی، آغاز توسعه میادینی بود که یکی از مهم ترین آنها میدان مشترک پارس جنوبی بود.
این توسعه و به روز کردن تکنولوژی های صنعت نفت با بعضاً نگاه های غیرنفتی در دهه های اخیر و همینطور تحریم های بین المللی ادامه یافت و به امروزی رسید که ایران زیر فشار تحریم های شدید امریکایی است و از دانش روز صنعت نفت جهان به شکلی محروم شده است. باآنکه تلاش مهندسان ایرانی برای حفظ این صنعت همچنان ادامه دارد اما درهای تعامل بسته شده است و توسعه صنعت نفت در چنین شرایطی کار آسانی نیست.
تکنولوژی در دنیا در این سال ها پیشرفت کرده و امروز سطح دانش و تکنولوژی صنعت نفت ایران به نسبت دوران جنگ، از دنیا عقب مانده است و باید کاری کرد که این ثروت بین نسلی با عنایت به گمانه زنی هایی که در مورد آخر عصر نفت می شود، هرچه سریع تر تبدیل به درآمد ملی و سرمایه گذاری برای نسل آتی شود. اگر اقتصاد ایران بزرگ و سهم نفت در این اقتصاد کوچک شود، به صورتی که بتوانیم مدعی شویم که اقتصاد ایران دیگر غیرنفتی است، از مجاهدت ها و رشادت های دوران دفاع مقدس هم به بهترین شکل حراست کرده ایم.


منبع:

1400/07/06
10:53:43
5.0 / 5
128
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۲
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها