تغییرات سیاست خارجی رئیس جمهوری جدید آمریكا در گفت وگو با ابتكار بررسی شد

تفاوت های خاورمیانه بایدن با ترامپ

تفاوت های خاورمیانه بایدن با ترامپ به گزارش برتریها مصطفی نجفی پژوهشگر مسایل خاورمیانه در گفتگو با روزنامه ابتكار می گوید: بایدن سیاست خارجی آمریكا در خاورمیانه را به نحو دیگری تنظیم خواهد نمود كه می تواند نظم امنیتی و سیاسی منطقه را متاثر و حتی متحول كند.



روزنامه ابتکار دوشنبه ۱۹ آبان گفت وگویی با مصطفی نجفی پژوهشگر مسایل خاورمیانه انجام داده است که در ادامه گزیده ای از آنرا می خوانیم: از مدت ها قبل رسانه ها و کارشناسان با عنایت به احتمال موفقیت بایدن، کوشیده اند تا مواضع دولت او را در موضوعات داخلی و خارجی تحلیل و بررسی نمایند. یکی از مهم ترین حوزه هایی که در دوران ریاست جمهوری ترامپ دستخوش تغییرات فراوانی شد، عرصه سیاست خارجی بود که ایالات متحده دوران متفاوتی را بر اساس شعار «نخست آمریکا» طی کرد. در سالهای گذشته دولت ترامپ از خیلی از توافق های دوجانبه و بین المللی خارج شد، با متحدان اروپایی خود وارد چالش شد، با چین وارد جنگ تجاری شد و البته توانست چند کشور عربی را به سمت سازش با اسرائیل سوق دهد.
ترامپ در مه ۲۰۱۸ (اردیبهشت ۱۳۹۷) از توافق هسته ای ایران خارج شد و تحریم های گوناگونی را ضد این کشور وضع کرد. بایدن خواستار بازگشت مشروط به برجام است. بر مبنای آنچه در آن زمان وب سایت ستاد بایدن منتشر کرد، در صورت پایبندی ایران به برجام او هم به این توافق باز خواهد گشت.
البته ناگفته نماند که نامزد دموکرات ها در انتخابات ۲۰۲۰، از توافق های نرمال سازی روابط میان امارات متحده عربی، بحرین و سودان با اسرائیل هم استقبال کرد و ضمن ستایش از نقش ترامپ در این حوزه، تاکید کرده است که سیاست آمریکا برای کمک به شناسایی اسرائیل توسط دیگر کشورهای عربی را دنبال خواهد نمود.
با این وجود اما به نظر می آید با آمد جو بایدن در کاخ سفید شاهد تحولاتی در سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه باشیم. در همین زمینه روزنامه «ابتکار» با مصطفی نجفی پژوهشگر مسایل خاورمیانه به گفت و گو نشست که در ادامه گزیده ای از آنرا می خوانید:
سوال: انتخاب بایدن و ورود او به کاخ سفید چه تاثیری بر سیاست خاورمیانه ای آمریکا خواهد داشت؟ و آیا باید شاهد وقوع تحولات و سیاست های جدیدی در منطقه باشیم؟
آنچه واضح به نظر می آید این است که جو بایدن رئیس جمهوری منتخب آمریکا سیاست های متفاوتی در قیاس با آنچه دونالد ترامپ دنبال کرده است را در پیش خواهد گرفت. درواقع، بایدن سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را به نحو دیگری تنظیم خواهد نمود که می تواند نظم امنیتی و سیاسی منطقه را متاثر و حتی متحول کند. به نظر می آید، برای پاسخ به این پرسش باید به سیاست های احتمالی بایدن در پرونده های مختلف و در مقابل دولت ها و حاکمان مختلف پرداخت.
رژیم صهیونیستی مرکز ثقل و اساس تحرک سیاست خارجی ترامپ در چهار سال قبل در خاورمیانه بوده است. درواقع، بخش عمده ای از جهت گیری سیاست های آمریکا در خاورمیانه - بخصوص حوزه سیاست سخت و امنیتی - متاثر از تمایلات و جهت گیری های بدون ملاحظه نتانیاهو بوده است. بگونه ای که بخش زیادی از سیاست های رادیکال و تمامیت خواهانه اسرائیل در منطقه از جانب ترامپ به رسمیت شناخته و عملیاتی شد. از انتقال سفارت اسرائیل به بیت المقدس تا به رسمیت شناختن حاکمیت این رژیم بر جولان اشغالی و همینطور فشار به کشورهای عربی برای نرمال سازی روابط با اسرائیل.
به نظر می آید علیرغم همه این سیاست های رادیکال، بایدن قرار نیست تغییر کلان و بنیادینی در سیاست های آمریکا در قبال اسرائیل ایجاد نماید. بعنوان مثال، سفارت را بار دیگر به تل آویو منتقل نمی کند یا درمورد جولان اشغالی بعید است تحولی ایجاد شود. اما تصور میکنم به مانند دوران ترامپ، اسرائیل مرکز ثقل و اساس جهت گیری های دولت بایدن در خاورمیانه نخواهد بود. درواقع، قرار نیست، هر آنچه نتانیاهو بخواهد را بایدن اجرا نماید.
شخص نتانیاهو خاطرات خوبی از دولت اوباما ندارد و احیانا در نزد مقامات رژیم صهیونیستی، بایدن تداعی گر و احیاگر میراث اوباما در خاورمیانه است. حال باید ببینیم بایدن مقرر است همان سیاست های اوباما را در پیش گیرد یا خیر؟
عربستان و بحران یمن
ترامپ نه تنها در ارتباط با مسائل حقوق بشر و جنگ یمن فشاری به عربستان وارد نکرد، بلکه دست ریاض و شخص بن سلمان برای سرکوب داخلی، حذف رقبا و مخالفان در داخل و خارج و ادامه جنگ افروزی در یمن را باز گذاشت. همانطور که ترامپ هم بارها عنوان نمود، اگر او نبود در پرونده قتل خاشقچی بن سلمان ممکن بود قدرت خویش را از دست بدهد. به نظر می آید سیاست های بایدن در قبال عربستان و به خصوص بن سلمان گرفتار تحولاتی خواهد شد.
عربستان سعودی نخستین مقصد سفر خارجی ترامپ در ماه مه ۲۰۱۷ بود، بازدیدی که زمینه ساز اتحاد محکمی میان طرفین بود که از آن زمان تابحال ادامه داشته است. با این وجود، بایدن لحن تندی درباره عربستان سعودی دارد. وی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام نمود که اگر پیروز انتخابات شود، روابط واشنگتن با ریاض را مورد ارزیابی مجدد قرار خواهد داد و به حمایت ایالات متحده از جنگ یمن آخر می دهد. احیانا بن سلمان قربانی تغییر جهت سیاست خارجی بایدن در قبال عربستان باشد.
در ارتباط با بحران یمن هم پیشبینی می شود دولت بایدن فشار فزاینده ای برای خاتمه جنگ ویرانگر سعودی ها ضد مردم یمن ایجاد خواهد نمود. قطع کمک های تسلیحاتی آمریکا به ریاض می تواند نقطه شروع این فشار باشد.
سوریه
مهم ترین تغییری که امکان دارد در سیاست های آمریکا در سوریه در دولت بایدن ایجاد شود، به کردها و نقش آفرینی آنها در شمال سوریه مربوط می شود. دونالد ترامپ توازن قدرت در شمال سوریه را به ضرر کردها و به نفع ترکیه تغییر داد و به شکلی کردها را در وضعیت های حاد تنها گذاشت. بدون تردید جهت گیری دولت بایدن در ارتباط با کردها حمایت گرایانه تر خواهد بود که این می تواند از یک سو، تنش ها میان آمریکا و ترکیه را احیا کند و از سوی دیگر، بار دیگر شاهد ناآرامی ها و درگیری هایی در شمال سوریه خواهیم بود.
در ارتباط با دولت سوریه و بشار اسد به نظر می آید هم شاهد تغییر رویکردهایی باشیم. البته این تغییر به نوع روابط و تعامل دولت بایدن با ایران، روسیه و سایر بازیگران موثر در بحران سوریه وابسته است. پیشبینی می شود آمریکای بایدن گذار سیاسی و روند ژنو را در دستورکار جدی قرار خواهد داد.
عراق
بدون تردید عراق وضعیتی مبهم تر و بغرنج تر برای سیاست خارجی بایدن در خاورمیانه خواهد داشت. سیاست های ترامپ در عراق و تقابل شدید او با نیروهای محور مقاومت، کار را برای بایدن برای تنظیم سیاست های جدیدی در عراق دشوارتر خواهد نمود. بخصوص مسئله ترور سرداران شهید قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همینطور اصرار نیروهای مقاومت بر خروج آمریکا از عراق، یک ابهام راهبردی برای بایدن در عراق ایجاد خواهد نمود. شاید در هیچ کجای خاورمیانه تنظیم سیاست های بایدن در عراق وابسته به تنظیم روابط با ایران نباشد. درواقع، اگر بایدن می خواهد چالش های خود در عراق را مرتفع سازد، ابتدا باید چالش ها با ایران را بکاهد و سیاست فشار حداکثری ترامپ در مقابل ایران بخصوص در منطقه را نادیده بگیرد.
ایران
بدون تردید مهم ترین کیس و دغدغه سیاست خارجی بایدن در خاورمیانه، ایران و پرونده های مختلف آن است. مهم ترین پرونده به برجام و توافق هسته ای برمی گردد. درواقع، برجام اساس و بنیان هرگونه تحول در راهبرد بایدن در قبال ایران خواهد بود. او بارها از تصمیم ترامپ برای خروج از برجام انتقاد نمود و وعده بازگشت به این توافق را داد. اینکه بایدن تحت چه شرایطی، چگونه و چه زمانی به برجام بازخواهد گشت مشخص نیست؛ اما درصورت تحقق این وعده بایدن، بطور قطع باید شاهد تحولات جدیدی در خاورمیانه باشیم. بخصوص آنکه به خوبی می دانیم بازگشت بایدن به برجام خوشایند اسرائیل و کشورهای عربی نخواهد بود.
از طرفی، بازگشت به برجام و تعلیق یا لغو تحریم ها تأثیر مستقیمی بر سیاست های منطقه ای ایران خواهد داشت، دست ایران برای کنشگری فعال در منطقه بازتر خواهد شد و احیانا باید شاهد تشدید تنش ها میان ایران و اسرائیل از یک سو و تهران و ریاض از طرفی باشیم. این در شرایطی است که به دنبال سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ، ایران در منطقه با محدودیت هایی مواجه گردید که با بازگشت احتمالی دولت بایدن به برجام، این محذورات و فشارها کمتر خواهد شد و بار دیگر بازیگرانی مانند اسرائیل و عربستان برای حفظ توازن قدرت با ایران تقلا خواهند کرد. البته بطور قطع بایدن هم تلاش خواهد نمود بخشی از فشارها بر ایران را حفظ کند و این قابل پیشبینی است. درواقع، نباید با یک نگاه خوشبینانه تصور کرد دولت بایدن تمام فشارها ضد ایران را برخواهد داشت. بلکه چندجانبه گرایی را برای فشار هدفمند بر ایران برخواهد گزید. با این حال، عدم بازگشت دولت بایدن به برجام همه این معادلات را برهم خواهد زد و نظم امنیتی خاورمیانه با شرایط پیچیده تر و مبهم تری مواجه خواهد شد.
سوال: با این توضیحات می توان گفت تغییرات اساسی در راهبردهای دولت بایدن در منطقه ایجاد خواهد شد. سوال این است که سیاست های بایدن منجر به ثبات بیشتر در خاورمیانه خواهد شد یا خیر؟
اساسا همانطور که بری بوزان مبدع نظریه مجموعه های امنیتی منطقه عنوان کرده، خاورمیانه ساختاری همواره کشمکش زا دارد. بخصوص آنکه وقتی با مداخله قدرت های بزرگ و بخصوص آمریکا در این منطقه روبه رو هستیم. اگر به تاریخ رجوع نماییم متوجه خواهیم شد که سیاست های آمریکا در -منطقه فارغ از اینکه چه کسی حاکم باشد - سیاست های ثبات زایی نیست. آمریکا بعنوان یک بازیگر مداخله گر در مجموعه امنیتی خاورمیانه الگوی رفتاری مشخصی دارد. این الگوی رفتاری در نهایت منجر به بی ثباتی می شود تا ثبات. بدون به رسمیت شناختن نقش ایران در ترتیبات امنیتی منطقه ای، کاهش صادرات سلاح، آخر دادن به لشکرکشی ها و مداخله در امور کشورها، نادیده گرفتن حقوق فلسطینی ها و موارد دیگر، نه ترامپ و نه بایدن هیچ کدام نمی توانند ارمغان آورده ثبات در خاورمیانه شوند.
در انتها اگر بخواهم سیاست های احتمالی بایدن در خاورمیانه را توصیف و جمع بندی کنم باید بگویم که:
نخست: تحول و تغییر در سیاست خارجی آمریکای بایدن در خاورمیانه قطعی است.
دوم: اسرائیل اساس و بنیان همه جهت گیری های سیاست خارجی دولت بایدن در منطقه نخواهد بود.
سوم: عربستان سعودی و شخص محمد بن سلمان با چالش های جدیدی در روابط با آمریکا مواجه خواهند شد.
چهارم: موضع حمایت گرایانه آمریکا در قبال کردها تقویت خواهد شد و روند ژنو و گذار سیاسی در سوریه در دستور کار دولت بایدن قرار خواهد گرفت.
پنجم: تنظیم سیاست خارجی بایدن در عراق به تنظیم سیاست خارجی با ایران وابسته است.
ششم: مهم ترین دغدغه سیاست خارجی بایدن در مقابل ایران در منطقه بازگشت یا عدم بازگشت به برجام است.
هفتم: بازگشت به برجام منجر به افزایش نفوذ منطقه ای ایران و تشدید تنش های متحدان آمریکا با ایران و عدم بازگشت به برجام منجر به پیچیده شدن معادلات منطقه ای خواهد شد.
هشتم: در دوران بایدن هم نفوذ چین و روسیه در خاورمیانه تداوم خواهد یافت.



منبع:

1399/08/20
12:16:44
5.0 / 5
722
تگهای خبر: پژوهش , سایت , وب سایت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها