درباره بیژن دفتری

درباره بیژن دفتری به گزارش برتریها بیژن دفتری، یكی از برجسته ترین افراد در حوزه امداد و نجات بود كه به علت برخورداری از تجربه حضور در عملیات ها، مدیریت در زلزله، سیلاب و حوادث مختلف در طول سه دهه گذشته ایران و جهان و سرشناسی در جوامع بین المللی صلیب سرخ بعنوان چهره ای ماندگار و پدر امداد و نجات ایران شناخته شد.


هفت سال از درگذشت پدر امداد و نجات ایران می گذرد، بزرگمردی با کوله باری از سه دهه تجربه در موقعیت های بحرانی، زلزله، سیل، بهمن و حوادث بین المللی راهگشای امدادگران برای خدمت به حادثه دیدگان بوده است. استاد دفتری یکی از بزرگترین افتخارات مردم استان مازندران، جمعیت هلال احمر مازندران و جمعیت هلال احمر کشور محسوب می شد که نام او همچنان در تمام تلخی و سختی خدمت در حوادث، مایه دلگرمی امدادگران است و همواره تکرار می شود.

زندگینامه و فعالیتهای اجرایی بیژن دفتری

بیژن دفتری در ۱۳۲۷ خورشیدی در یکی از شهرستان های مازندران چشم به جهان گشود. او بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه وارد کادر نظامی شد. در مقطعی دفتری به بیماری سختی مبتلا شد و بنابراین تصمیم گرفت به تهران برود. در همان زمان او به دانشگاه تهران رفت و در رشته علوم اجتماعی و تعاون به ادامه تحصیل پرداخت. همزمان با تحصیل دفتری دوره مدیریت بیمارستانی را هم گذراند و به استخدام جمعیت شیر و خورشید سرخ قائم شهر در آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی، دفتری معاون امداد جمعیت هلال احمر مازندران شد. چندی بعد از آن باز هم دفتری تصمیم گرفت تا به تهران بیاید و این گونه قائم مقام امداد و نجات شد و پس از مدتی هم به معاونت این سازمان درآمد اما بعد از گذشت مدتی ریاست جمعیت تهران را عهده دار شد. دفتری، چندی بعد از آن باز به سازمان امداد و نجات رفت و به مدت ۱۶ سال ریاست این سازمان را بر عهده گرفت.

اوج فعالیتهای وی در برنامه آمادگی تهران در حوادث احتمالی بود. زمانی که مدیرعامل هلال احمر تهران شد، با کمک چند تن از همکاران برنامه جامع آمادگی تهران برای زلزله احتمالی را نوشتند. از همان سال، دولت برای ۶ پایگاه اقماری در اطراف و ۲۲ پایگاه درون شهری بودجه تخصیص داد. در همان درگیری های مدیریت هلال احمر تهران، زلزله آوج قزوین صورت گرفت و دفتری عازم منطقه شد. در همان زمان بود که واژه خودامدادی را دفتری برای اولین بار بیان نمود. زلزله آوج که در قزوین اتفاق افتاد، بیژن دفتری به سازمان امداد و نجات برگشت و مسوول سر و سامان دادن به آوج شد.

زلزله بم که اتفاق افتاد، دفتری فرماندهی میدانی جمعیت را در فاجعه بم عهده دار شد. حجم و فشار کاری سبب بستری شدن وی در یکی از چادرهای صحرایی شد. سابقه حضورش در ژاندارمری و روحیه نظامی اش به روحیات مدیریتی اش کمک می کرد. داریوش جواهری، از پزشکان داوطلب و همکارانش می گوید: «او منحصربه فرد بود و شخصی همتای او بزودی در هلال نخواهد آمد. همیشه خاطره می گفت، خاطراتی برای تبیین آموزه های علمی.»

دفتری، شکل و اندازه حوادث متنوع را به خوبی می شناخت و برپایه شکل هر حادثه، برخورد ویژه ای با آن داشت و بزرگترین خدمت او افزایش آمادگی و دانش مدیران بود. زلزله تهران برایش مسأله بود، چون اعتقاد داشت اگر این زلزله اتفاق بیفتد، زمان زیادی طول می کشد تا نیروهای امدادی برسند و خود مردم باید به داد هم برسند. رویای دیگر او طراحی شبکه امداد و نجات کشور بود که گام هایی برای آن برداشته شد و پس از بازنشستگی او بقیه دوستانش پیگیری کردند.

دفتری در ۱۳۸۰ خورشیدی طرح جامع امداد و نجات را به همراه فرشید توفیقی تدوین و تجربیات خودش را به استناد قانون برنامه سوم توسعه وارد کرد. ۱۷ فروردین همان سال برای اولین بار قانون طرح امداد و نجات کشور در ۵۷ ماده به تصویب هیأت وزیران رسید. او بحث شبکه امداد و نجات را مطرح نمود، انبارهای امدادی، توسعه امداد جاده ای و شبکه امدادی کشور و تصویب آئین نامه امداد و نجات کشور با پیگیری های وی انجام شد. اولین قانون داخلی هلال احمر که با آموزه های روز هماهنگ بود با وجود پیگیری دفتری انجام شد، به صورتی که هنوز هم پس از ۱۸ سال رویکرد علمی و نوین دارد.

بنیانگذار طرح شبکه امداد و نجات جمعیت هلال احمر، مدیر دانشگاه علمی کاربردی سوانح طبیعی کشور، محقق و اولین مدرس مدیریت بحران و سوانح کشور، مدیر بیمارستان شهرستان قائم شهر، معاون امداد استان مازندران، مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان مازندان معاونت خدمات امدادی هلال احمر کل کشور قایم مقام معاونت اداره و مالی هلال احمر ایران همچون فعالیتهای پیشکسوت صلیب سرخ جهانی به حساب می آید.

اثر برجای مانده از بیژن دفتری

پدر امداد و نجات ایران، خاطرات خویش را در چارچوب کتابی با عنوان «مدیریت بحران از نگاه بیژن دفتری» منتشر نمود. این اثر در چهار فصل با عناوین مدیریت بحران، نمونه پژوهی، امدادرسانی، بلاهای طبیعی ایران و پیشبینی های ایمنی و تجارت کلان عملیاتی توسط موسسه آموزش عالی علمی کاربردی هلال احمر چاپ و روانه بازار نشر شد.

دفتری در فصل «تجارب کلان عملیاتی» خاطرات در ارتباط با زلزله بم را نوشته است که در بخشی از آن می خوانیم: زلزله بم به سرعت توسط کشیک سازمان امداد و نجات به همگان اطلاع داده شد اما در این زمان مدیرعامل هلال احمر استان سیستان و بلوچستان هم وقوع زمین لرزه ای را در قسمت شمالی این استان اطلاع داد و گزارش های تلفنی هم از زمین لرزه هایی در شمال استان هرمزگان، جنوب استان یزد و شرق استان فارس می رسید که وقوع زمین لرزه ای در مقیاس بسیار وسیع را نشان می داد؛ چون که چندین استان با آن روبرو شده بودند. به مدیران عامل استان های مذکور اعلام گردید ضمن جست وجو در استان های خود به حالت آماده باش باشند.

معمولا موسسه ژئوفیزیک دو یا سه ساعت بعد از حادثه محل زلزله را در آن زمان اعلام می کرد؛ بر همین مبنا با موسسه ژئوفیزیک تماس گرفته و به صورت غیررسمی اعلام نمودند که زمین لرزه در حوالی جازموریان بوده است اما از آنجائیکه اطلاع داشتم این ناحیه سکنه زیادی ندارد به نظر می رسید نمی بایست زلزله مخربی باشد اما تجربه نشان می داد با این لرزش وسیع حتما یک جای کار مشکل دارد. بنابراین به دکتر نوربالا، رئیس وقت جمعیت هلال احمر تماس گرفتم تا تمهیدات لازم پیشبینی شود. در همین زمان مدیرعامل یکی از استان ها تماس گرفت و اظهار داشت که به علت قطع برق نمی تواند با شهرستان های کهنوج و بم تماس حاصل کند که این امر نشان می داد زلزله در یکی از این دو شهر واقع شده است.

به همین دلیل به مدیرعامل جمعیت هلال احمر کرمان اطلاع دادم تا عوامل امدادی خویش را به سمت بم اعزام کند و همین طور به مدیرعامل سیستان و بلوچستان و کهنوج هم اعلام گردید که بلافاصله نیروهای خویش را به سمت کهنوج، جیرفت و بم اعزام کنند.

او در ادامه خاطرات خود می نویسد: در فرودگاه معاون امداد و نجات وقت استان کرمان اطلاع داد که اتومبیل هایی که از بم به سمت کرمان در حرکت اند مجروحان زیادی همراه دارند و این خبر ما را مطمئن کرد که حادثه بزرگی را پیش رو خواهیم داشت! وارد شهر بم که شدم حوالی ظهر بود. از همان بدو ورود تخریب شهر قابل مشاهده بود. ساختمان جمعیت هلال احمر بم ویران شده بود و امدادگران باقیمانده در مرکز جوانان جمعیت که حدودا ساختمانش سالم بود، جمع شده و مشغول امدادرسانی بودند. اما ساختمان مملو از مجروحان بود و ما هم آغاز به شناسایی افراد جانباخته و انتقال اجساد به محل دفن کردیم.

دفتری با اشاره به اینکه آغاز عملیات جست وجو و نجات از همان لحظات اولیه به وسیله بازماندگان و برخی از کارکنان هلال احمر و سایر ارگان ها شروع شد و اعزام مجروحان با وسیله نقلیه تا آخر روز نخست ادامه داشت، نوشته است: بعد از انتشار خبر از راه رسانه ها هجوم افراد به بم به قدری افزایش یافت که سبب ایجاد ترافیکی سنگین شد که راه دو ساعت و نیمه را باید ۱۰ ساعته می پیمودیم.

دفتری در ادامه خاطراتش، وجود فرودگاه را نقطه قوت امدادرسانی در بم دانسته و افزوده است: هر چند فرودگاه در ابتدا گرفتار خساراتی شده بود ولی به سرعت ترمیم و قابل بهره برداری شد؛ بگونه ای که از روز دوم مصدومان از راه هواپیما جابه جا می شدند. اما در شب نخست برای مجروحان و مصدومانی که تعدادشان به حدود ۱۴ هزار تن می رسید هیچ دارویی وجود نداشت و ما مجبور بودیم با همکاری استانداری برای تأمین دارو به روش های سنتی عمل نماییم اما از بامداد روز دوم با مساعدت نیروهای امدادی حمل مصدودمان به وسیله بالگردهای هلال احمر و هواپیماهای ارتش، سپاه و سازمان هواپیمایی کشور آغاز شد، طی دو روز ۱۴ هزار مسدوم از منطقه خارج شدند. اما خروج حجم زیاد مجروحان و انتقال آنها به مراکز درمانی شهرهای دیگر مشکلات جدیدی به وجود آورد که قابل پیشبینی نبود چونکه انتقال مجروحان بدون هماهنگی با بیمارستان های شهرهای دیگر بود و مسئولان بیمارستان ها گرفتار غافلگیری و بحران شدند! حتی بسیاری از مجروحان که زخم های سطحی داشتند بعد از بهبودی برای بازگشت گرفتار مشکل می شدند! بازماندگانی هم که عزیزانشان انتقال یافتند نگران شده و مرتب سوال می کردند. باید عنوان نمود، اگر نیروهای درمانی به سرعت در منطقه مستقر می شدند، نیاز به خروج این تعداد از مصدومان و مجروحان نبود و بررسی های بعدی نشان داد که فقط حدود ۲ هزار تن از این مصدومان احتیاج به خروج از منطقه داشته اند.

دفتری همینطور با اشاره به اینکه در روز دوم سالن ورزشگاه هلال احمر تجهیز و به یک مرکز درمانی تبدیل شد گفته است: از روز چهارم نیروهای درمانی خارجی در بم مستقر شدند که عملا نقش مهمی در کمک رسانی به مصدومان بعد از حادثه نداشتند! اما بعدها که یک بیمارستان صحرایی توسط فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر در منطقه بوجود آمد توانست تا مدت ها به مصدومان و بازماندگان خدمات پزشکی ارائه کند.

دفتری در بخش دیگری از کتاب خود ضمن اشاره به برخی مشکلات حاشیه ای که در صحنه فجایع این چنینی رخ می دهد، نوشته است: تا نیروهای کمکی به بم رسیدند، آشفتگی های زیادی به وجود آمد. ازدحام و شلوغی در جاده های اطراف بم به حدی بود که خیلی از کمک ها به بم نمی رسید و به وسیله برخی افراد متفرقه غارت می شد! در این میان یک کامیون حامل البسه امدادی در میان راه ربوده شد و بعدها از این لباس ها سو استفاده های فراوانی به عمل آمد چونکه با همین لباس ها اجناس اهدایی را از بالای کامیون ها به سمت مردم پرتاب می کردند و این عمل باعث رنجش افراد صدمه دیده شد. بنابراین سریعا کارت های شناسایی برای نیروهای هلال احمر صادر شد تا قابل شناسایی باشند.

وی همینطور نوشته است: هجوم بی رویه و غیرضروری نیروهای امدادی از ارگان های مختلف مشکلات زیادی را به وجود آورد و این در حالی بود که نهادهای دولتی هم با اوج گرفتن احساسات انسان دوستانه مردم آغاز به دعوت از آنها برای کمک رسانی می کردند.

در پنج روز اول بعد از زمین لرزه وجود آشفتگی ها، کار جست وجو و نجات با دستگاههای ظریف زنده یاب و سگ های تجسس را با مشکلاتی رو به رو کرد. همینطور نبود، نقشه جامع شهر هم این کار را با تاخیر مواجه کرد.

در روز ششم، شناسایی خانواده های صدمه دیده و توزیع دفترچه خواربار شروع شد. طبق آمار در بم ۱۱۰ هزار تن تحت تأثیر زلزله قرار گرفته بودند که حدود ۳۵ هزار تن کشته و ۱۴ هزار تن مجروح شده بودند و ۱۵ هزار تن از منطقه کوچ کرده و تحت حمایت جمعیت های هلال احمر شهرهای اطراف قرار گرفتند که با این حساب و با کسر تعداد کشتگان زلزله، ما باید با ۵۰ هزار تن مواجه می بودیم اما متاسفانه با هجوم افراد از مناطق دیگر که خویش را بومی معرفی می کردند ناچار به توزیع ۲۴۸ هزار دفترچه شدیم که این رقم یک رقم واقعی برای کمک رسانی نبود.

هرچند تلاش زیادی انجام شد که صدمه دیدگان پالایش شوند اما این عمل خیلی سخت بود و نهایتا از مقامات بالا دستور داده شد که به این افراد هم کمک کنید که کار ما را بسیار مشکل تر کرد.

پدر امداد و نجات ایران که در زمان وقوع زمین لرزه ریاست سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر بود در ادامه خاطرات خود ضمن اشاره به مشکل شناسایی اجساد افزوده است: شناسایی اجساد به دلیل اینکه در بیشتر موارد کل خانواده فوت شده بودند، ما را با مشکلاتی مواجه کرد.

وی همینطور به دیگر مشکلات اشاره کرده و نوشته است: یکی دیگر از مواردی که برای اولین بار در زلزله بم رخ داد، صدور مجوز ورود به آسمان ایران از هر کشور و هر جایی برای کمک به صدمه دیدگان بود. اعلام فضای باز برای مشتاقانی که می خواستند به هر علت همچون کمک رسانی بیایند خوب بود اما برای ما مشکلات بسیاری را به وجود آورد؛ چونکه بیشتر این تیم ها وسایل کافی و کارآمدی لازم را نداشتند! البته این موارد به حل یک مسئله بین المللی هم کمک کرد چونکه سازمان ملل در تلاش بود مجوزی به دولت ها بدهد که نیروهای امدادی اجازه داشته باشند در امدادرسانی ها بدون مجوز کشور صدمه دیده وارد شوند که خیلی از کشورهای بزرگ مخالف بودند. تجربه زلزله بم نشان داد که این روش مناسبی نیست و از این تصمیم منصرف شدند.

در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم: مرتبا اعلام کردیم که برای ارسال این کمک ها با جمعیت هلال احمر هماهنگ شوند اما کمک ها بدون تفکیک به منطقه ارسال می شد؛ بگونه ای که تعداد کامیون هایی که کمک های اهدایی را به بم می آوردند به قدری بود که صف های طویلی برای تخلیه بار ایجاد و گاهی رانندگان کامیون ها سهوا یا عمدا این وسایل را روی خاک ها تخلیه می کردند که از این موارد عکس و فیلم تهیه و منتشر گردید و بعدها هم گلایه کردند که چرا جمعیت هلال احمر در مورد کمک های مردمی کوتاهی کرده است! این مسئله دردسرهایی را هم به وجود آورد؛ چون که عدم تخلیه این اجناس هم مبحث را سیاسی می کرد و ما مجبور به تحویل این محموله ها شدیم. حتی در کنفرانسی که به منظور اهدای کمک از راه سازمان های بین المللی در ژنو تشکیل شد، من معایب و محاسن کمک های بین المللی را گوشزد کردم.

دفتری در بخش دیگری از کتاب خود با برشمردن نقاط ضعف و قوت امدادرسانی در بم افزوده است: تونی فریش هماهنگ کننده اتحادیه اروپا پس از ۱۴ روز که منطقه را ترک کرد در مصاحبه خود گفت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از تجربیات دفاع مقدس و حوادث دیگر توانست به صورت شایسته کار عملیات امداد و نجات را انجام دهد.

او همینطور ارائه الگوی بازسازی توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را یکی دیگر از نقاط روشن امدادرسانی صدمه دیدگان بم برشمرده و اضافه کرد: جمعیت هلال احمر و سازمان امداد و نجات با تاکید بر تجربیات امدادرسانی در زمان جنگ توانستند از پس امدادرسانی بزرگترین زمین لرزه ایران برآیند.







سرانجام بیژن دفتری

سرانجام بیژن دفتری، بعد از سال ها تلاش در راه امداد و نجات در ۱۳ آذر ۱۳۹۲ خورشیدی و در ۶۶سالگی، بعد از تحمل یک دوره بیماری، چشم از جهان فروبست. بعد از درگذشت دفتری، اداره کل پست مازندران، تمبر یادبودی را به مناسبت قدردانی از تلاشهای وی رونمایی نمود.

پی نوشت:

۱- کتاب مدیریت بحران از نگاه بیژن دفتری


1399/09/13
12:35:16
5.0 / 5
518
تگهای خبر: خدمات , دانش , طراحی , علم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۳
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها