اندیشه ورزی، شالوده اصلی تفكر و آثار ابوالقاسم فردوسی

اندیشه ورزی، شالوده اصلی تفكر و آثار ابوالقاسم فردوسی برتریها: ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ ایران زمین و پرچمدار تفکر ایرانی و اسلامی است؛ اندیشمندی برجسته که تمامی عمر گرانبهای خویش را صرف سرودن شاهنامه کرد، اثری که تمام اندیشه او از آن نمایان می شود و بازتابی از ایران کهن و تاریخ آنست.



حفظ هویت ایرانی و اسلامی دغدغه خیلی از اندیشمندان ملت بزرگ این سرزمین است. در این میان حکیم بزرگ و سخندان ابوالقاسم فردوسی اندیشمندی است که پرچمدار تفکر ایرانی و اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر او حلقه پیوند اندیشه ایران باستان و ایران اسلامی بود. وی می کوشید که با شناخت مشکلات موجود در ایران عصر خویش و با بهره گیری از تاریخ ایران گذشته و اعتقادهای اسلامی چاره هایی اثربخش ارائه دهد. طرز تفکر، رشد اجتماعی، سطح فرهنگی، دلبستگی، طبقه اجتماعی، تمکن و تحول مالی دغدغه از میان رفتن فرهنگ ایرانی و مانند اینها از با اهمیت ترین عواملی به شمار می رفت که انگیزه فردوسی را در کوشش برای نجات گذشته و اندیشه ایرانی تشکیل می داد. (۱)

فردوسی تمامی عمر خویش را که گرانبهاترین سرمایه وی بود، روی شاهنامه گذاشت؛ اثری که تمام اندیشه او از آن نمایان می شود و بازتابی از ایران کهن و تاریخ آنست. بدین سبب برای فهم باورها، آداب و رسوم و جلوه های زندگی ایرانیان از دید فردوسی باید به شاهنامه گذر کرد. اثری که در یک هزاره، بزرگ ترین اثر ملی یک ملت را ایجاد کرده و او را منادی عزت و شرف ایران و ایرانی و شاهنامه را معتبرترین سند هویت تاریخی و ملی ایران کرده است. شاهنامه مجموعه منسجمی از اساطیر باستانی، روایت های تاریخی سنتی و داستان های پهلوانی است که سرگذشت ایران را در قالب و آرمان ملی منعکس می کند. این کتاب ارزشمند، داستان رویارویی خصلت های نیک و بد، پهلوانان و جباران، عناصر اهورایی و اهریمنی و جلوه گاه امیدها و ناامیدی ها است. (۲)





زمینه های عملی شکل گیری اندیشه فردوسی
منابع مختلف درباره ابوالقاسم فردوسی بعنوان لقب و کنیه و فردوسی بعنوان تخلص وی اتفاق نظر دارند اما درباب نام، نام پدر اختلاف نظر دارند. زادگاه وی روستایی به نام باژ از منطقه طوس است. نهضت های استقلال خواهی و ایران دوستی در سده های سوم و چهارم قمری در ایران همزمان با زندگی فردوسی افزایش می یابد و مردم ایران با پذیرش اسلام آرام آرام خودرا از زیر فشار خلافت رها می کردند. بدین جهت شاهد به قدرت رسیدن سلسله های گوناگون در مناطق مختلف ایران هستیم. یکی از خاصیت های آشکار دوران فردوسی به قدرت رسیدن سلطان محمود در غزنه است. (۳) شاید اینگونه بتوان فردوسی را از منظر سیاسی بیان کرد که وی متعلق به جریان فکری است که درصدد احیای تمدن و فرهنگ ایران زمین در قالب اندیشه های شیعی است. وی با محوریت ادب فارسی دست به نگارش شاهنامه زد و زمینه های سیاسی- اجتماعی و فکری این دوران را به اختصار بیان کرد. (۴)
زمینه های نظری اندیشه فردوسی
دانای طوس در ابراز عقیده خویش چنان بی پروا بود که با صراحت اعتقاد خویش را بیان می کند. آن چنان که بر می آید، وی در اصول و عقاید نزدیک به طریقه معازله بوده است. فردوسی تلاش نموده از جزیی ترین تا کلی ترین مسایل درونی و بیرونی جامعه ایرانی را به نمایش بگذارد. با وجود تباین و تفاوت شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی که در مقابل تهاجم ها و مصیبت های طبیعی، رقابت و جنگ ها بود در همه جا بر ریشه های مثبت رفتاری و بارزترین خلق های مردم ایران نیز اشاره دارد. اهتمام فردوسی بر این است که نقاب را از هویت تمدن ایران باستان برداشته و نشان دهد که نزدیک ترین تمدن به تمدن اسلام نبوی و علوی، تمدن ایران باستان است. (۵)
دغدغه های فردوسی در شاهنامه
عصر و زمانه فردوسی گرفتار سستی شده بود و همه تلاش ها برای رهایی و گذار از این دوره صورت می گرفت. فردوسی از یک سو با شرایط متفاوت سیاسی و اجتماعی رو به رو بود و از جانب دیگر عدم همخوانی اعتقادهای وی و فرهنگ مورد نظر او با شرایط حاکم، فضایی متفاوت را رقم می زد. فردوسی در نگاه به جامعه عصر خویش مشاهده می کند که جامعه ایرانی در بعضی موارد از اصل خویش بازمانده یا فاصله معناداری گرفته است، بدین جهت می کوشد که بعد از فهم مشکلات، راهکارهای مورد نظر را ارائه دهد. به عبارت دیگر دغدغه اصلی فردوسی از نگارش شاهنامه فهم وضعیت موجود و ترسیم راهکارهای مناسب برای رسیدن به وضع مطلوب است که همان تکیه بر فرهنگ اصیل ایرانی در قالب اسلام شیعی است تا بتوان تمدن جدید ایرانی و اسلامی را پایه ریزی کرد. شاهنامه منظومه ای است که در آن واژگان بطور منظم دو به دو در مقابل یکدیگر قرار گرفته و در نبردی دائمی در مقابل هم قرار دارند. از یک طرف خیر، روشنی و راستی قرار گرفته و در طرف دیگر شر، تاریکی و دروغ قد برافراشته است و اگر آنها را در کنار تلاش فردوسی برای فهم زمانه خویش و ارائه راهکارهای لازم برای درمان آن قرار دهیم، مشاهده می شود که جامعه عصر فردوسی با مجموعه ای از بحران و ناملایمات روبه رو بوده است که ضعف ها، مشکلات و در نهایت زمینه ناکارآمدی فرهنگ ایرانی را فراهم نموده است. (۶)
خردگرایی
شاید بتوان اظهار داشت که اولین دغدغه فردوسی جایگاه دانش و معرفت در جامعه و تصمیم سازی کشور است که آنرا میزانی برای رشد و توسعه و در مقابل عقب افتادگی می داند. بدین جهت افزون بر نکوهش از جهل و نادانی، توانمندی، دانش و آگاهی را ثروت بزرگ دانسته است، به بیان دیگر هیچ اندیشمندی همچون فردوسی به خرد ارزش و بها نداده است. خرد، شالوده اصلی تفکر و اندیشه فردوسی است که از او اندیشمندی خلاق و مبتکر ساخته است. وی در مزمت نابخردی و نادانی چنین می سراید:
زنادانی و دانش و راستی / زکمی و کژی و از کاستی
در اندیشه فردوسی تمامی ابعاد و چارچوب یک نظام سیاسی متصور است و بر آنچه در یک اجتماع سیاسی و انسانی واجب است، تاکید می شود. او اعتقاد دارد که هیچ طبقه ای بر طبقه دیگر ترجیح ندارد و در عین حال معتقد به یک نظم، سلسله مراتب، عدالت و غیره است که اجرای آن به ارتقای سلامت و بهبود جامعه و حرکت به سمت وضع آرمانی کمک می نماید. بدین جهت برقراری امنیت در جامعه را که مسیر اصلی حرکت رسیدن به مدینه فاضله است از راه عدل جستجو می کند. (۷)
بدان ای گرامی نیکو نهاد/ بباید که کوشی به عدل و به داد
به داد و رهش گیتی آباد راد/ دل زیر دستان خود شاد دار
حکیم فردوسی محور بنیادین پیوند میان جامعه و رهبران آنرا در عدل می داند و در حقیقت خروج از بحران امنیتی را در اقامه عدل می پندارد و آنرا از مسیر رهبری صحیح با اندیشه های ناب دینی جستجو می کند، به عبارت دیگر در بیان درمان جامعه بعد از جستجوی ظلم و بی عدالتی در آن راه برون رفت را در دادگستری می بیند و تاکید بر آن دارد.
بسی آزاد و سودمندی گزین/ که این است فرهنگ و آیین و دین
فردوسی در تلاش است که افزون بر بیان وضعیت موجود و نابسامانی ها در عرصه های گوناگون راهکارهای مناسب را در رسیدن به وضع آرمانی ارائه دهد تا ایران اسلامی را به سربلندی رهنمون کند، به تعبیر استاد محیط طباطبایی، فردوسی به مفهوم تمام کلمه شاعر ملی کشور ماست. آمال، افکار، دین، مذهب، زبان و شیوه بیان ما از شاهنامه او نیرو می گیرد. در یک کلام می توان چنین اظهار داشت که همخوانی و همگویی سیر تاریخ ایران با اندیشه و اعتقاد فردوسی و آموزه های شاهنامه، امر قابل تأمل و معناداری است و زمینه بسیار خوبی جهت بررسی نقش فردوسی در شکل گیری وضع ایران کنونی یعنی کشوری اسلامی، شیعی و مستقل است. (۸)
منابع:
۱. پرهام باقر، با نگاه فردوسی، مبانی نقد خرد سیاسی در ایران، تهران، نشر مرکز تهران
۲. دبیر سیاقی، سیدمحمد، زندگیناه فردوسی، بی جا
۳. رضوی، مسعود، در پیرامون شاهنامه، چاپ اول، تهران، نشر جهاد دانشگاهی
۴. زریاب خویی، عباس، جستاری چند در شاهنامه، بی جا
۵. صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران، چاپ دهم، انتشارات فردوسی
۶. طباطبایی، محیط، فردوسی و شاهنامه، تهران: انتشارات امیرکبیر
۷. قریب، مهدی، بازخوانی شاهنامه؛ تاملی در اندیشه های فردوسی، تهران، نشر توس
۸. یغمایی، اقبال، زگفتار دهقان، چاپ سوم، تهران، انتشارات طوس


1399/11/01
12:17:23
0.0 / 5
211
تگهای خبر: دانش
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۱
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها