كارشناسان بین المللی دروبینار برتریها مطرح كردند: (بخش سوم و پایانی )

نوروز نقطه اشتراك هویت كشورهای منطقه و گفت وگوی ملل

نوروز نقطه اشتراك هویت كشورهای منطقه و گفت وگوی ملل به گزارش برتریها کارشناسان بین المللی شرکت کننده در وبینار ایرنا اظهار کردند: برگزاری جشن نوروز گستره وسیعی از سطح جهان را شامل می شود و زمینه ساز گفتگوی تمدن هاست، اما این عید برای ایرانیان در ادوار مختلف از این جهت که نقطه پیوند هویت ملی و مذهبی است، از اهمیت زیادی برخوردارست.


ثبت میراث نوروز که گستره وسیعی از مصر تا چین و بالکان را شامل می شود، یکی از بزرگترین جشن های جهان شمرده می شود که از اهمیت زیادی برخوردارست. گستره جمعیتی این جشن نیز بیش از ۳۰۰ میلیون نفر است که صرف نظر از نشاط و شادی آن، از این حیث که می تواند پیام آور صلح و دوستی در جهان باشد، قابل تامل است.
پیش از این بخش اول و بخش دوم این وبینار از منظر خوانندگان گذشت. در بخش سوم این جلسه، خانم دکتر «زهره زرشناس»، استاد زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از ایران، خانم دکتر «آیناش قاسم»، مترجم و استاد زبان و ادبیات فارسی از قزاقستان، آقای «آرگن بختی بک»، دانش آموخته مرکز مطالعات قرقیزی- ایرانی در دانشگاه ملی قرقیزستان و دکتر «محمدصادق دهقان»، رئیس خانه ادبیات افغانستان نوروز را از این نظر و نیز موضوع هویت بخشی مورد بررسی قرار می دهند.
نوروز، زمینه ساز گفتگوی تمدنها
ایرنا: در دوره های مختلف تاریخی ایران، چه نگاهی به نوروز پررنگ بوده است؟
دکتر زهره زرشناس: نوروز پیام صلح و آشتی را داشته و این جهانی بودن کمکی به پیوند میان اقوام مختلف دینی، قومی و نژادی می کند. چون همه اینها نوروز را جشن گرفته و به آن بها می دهند. بدین سبب نوروز می تواند به گفتگو میان تمدن ها و صلح جهانی کمک نماید. کمااین که در مقیاس کوچکتر، و در خانواده ها هم می بینیم که اگر کدورتی میان اعضای خانواده ها هست، به مناسبت این روز بزرگترها می کوشند کدورت ها را از بین ببرند و به صلح و آشتی نزدیک کنند و دلیل این کار را هم تجدید حیات و نو شدن سال می دانند. بنا بر این به نظر من نوروز می تواند کمک بزرگی به گفتگو میان تمدن های مختلف باشد تا از این طریق پیوند و آشتی میان آنها پدید آمده و از جنگ و جدال پرهیز شود.
بد نیست تا در این مورد از نام نوروز در منابع مختلف در ایران باستان هم صحبتی کرده باشیم. نوروز در ایران باستان هم با عظمت جشن گرفته می شده و در دوره اسلامی هم میان دو هویت ملی و مذهبی ما به ویژه از دوران صفویه آشتی برقرار می شود که نوروز هم بهانه آنست. نوروز مولفه فرهنگی است که این پیوند را میان هویت ملی و مذهبی ایرانیان به وجود می آورد و به گمان من این جشن بزرگ می تواند در خیلی از موارد این چنینی کمک نماید.
جشن مشترک تمام اقوام آریایی
در کتاب اوستا اشاره ای به نوروز نشده، اما در بین منابع فارسی میانه یا پهلوی، واژه ای به نام «نوگروز» داریم که به مفهوم روز نو است. در نوشته های مانوی هم واژه «نوگروج» را داریم. در حقیقت همه اقوام ایرانی نوروز را جشن می گرفتند. اقوام شرقی شامل خوارزم و سغد باستان که الان شامل کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و... هستند هم نوروز را جشن می گرفتند. در این کشورها نوروز به نام «نوه سرد» یعنی سال نو شناخته می شده است. درواقع لغت سرد و سال از دو گویش مختلف وارد زبان فارسی شده است. در بین خوارزمیان هم از آن بعنوان «نوه سرچی» یاد می شده که به مفهوم سال نو است. جالب اینجاست که در میان ارمنیان باستان هم این واژه وجود داشته و به نوروز «ناواسار» می گفتند که به مفهوم سال نو است. این جشن سابقه طولانی در ایران دارد. در دوره مادها هم این جشن برگزار می شده و به آن «نوسردی» می گفته اند.
درواقع نوروز جشن مشترک تمام اقوام آریایی بوده و حتی در سنگواره ها و کتیبه بزرگ داریوش شاه اشاره شده که نوروز برای مردم جشن گرفته می شده و مردم به تخت جمشید می رفته اند که مکان مقدسی بوده و آرامگاه تعدادی از شاهان هخامنشی در این منطقه وجود داشته و مردم در نوروز به این مکان رفته و برکت خواهی می‎ کردند. در این دوره جشن های بزرگی در این مکان ها برگزار می شده و سفرای کشورهای مختلف در آن جمع شده و به آنها هدیه می دادند. این مساله از نظر تاریخی ادامه داشته و در دوره اشکانی و ساسانی هم وجود داشته است اما از آنجائیکه سال کبیسه در تقویم آن روزگار محاسبه نمی شده، زمان مشخصی هم برای این جشن ها وجود نداشته و مرتب روز نوروز جا به جا می شده تا زمانی که «حکیم عمر خیام» تقویم جلالی را به وجود آورده و از آن زمان روز اول فرودین بعنوان روز اول بهار ثابت می شود.


بد نیست به شعری از «فخرالدین اسعد گرگانی» هم اشاره کنم که به همین گردش ها اشاره دارد:
چو گردش های ایشان را بدیدند ز آذر ماه روزی برگزیدند
کجا آن جا که گشته روزگاران در آذر ماه بودی نوبهاران
این شعر بدین معناست که نوروز در زمان فخرالدین اسعد گرگانی در آذرماه جشن گرفته می شد. در دوره ساسانیان هم نوروز از ۶ تا ۳۰ روز جشن گرفته می شد. در دوره نو اسلامی هم ایرانیان مسلمان نوروز را جشن می گرفتند و حتی در دوران خلفای عرب هم این جشن در میان ایرانیان زنده بوده و دوره سامانیان بسیار پرخرج همراه با رامشگران و نوازندگان و خوراک فراوان که در اختیار مردم قرار داده می شده است.
پیوند هویت ملی و مذهبی ایرانیان به یاری نوروز
مهم ترین اتفاق هم در مورد نوروز در دوره صفوی رخ داد که در این دوره جشن نوروز به همراه آداب اسلامی انجام می شود. در این دوره علمای شیعه به نوروز اعتبار می بخشند. محمدباقر مجلسی از علمای آن دوره می گوید، آدم ابوالبشر در این روز آفریده شده و روزی است که حضرت ابراهیم بت ها می شکند و یا روزی است که در آن حضرت محمد(ص) بت های قریش را در هم می شکند. به عبارتی در این دوره و با همت علمای شیعه، پیوندی میان هویت ملی و مذهبی ایرانیان به یاری نوروز ایجاد می شود. در این دوره ۱۶ نوروزیه در زمان صفویه توسط این علما نوشته می شود. در این متون آداب نوروز کاملا با آداب مذهبی تطبیق داده شده و به همین جهت ایرانیان بنابر سنت های مذهبی، نوروز را مقدس و خجسته دانسته و آداب نوروز را با فرهنگ ایرانی اسلامی در هم می آمیزند.

آفتاب نوروز سنگ سخت را هم نرم می کند
دکتر آیناش قاسم: هم اکنون عید نوروز در میان بیش از ۳۰۰ میلیون نفر از مردم جهان جشن گرفته می شود و این نشانه ای از شکوه و جهانشمولی عید باستان است. عید نوروز ما با ایرانیها بسیار شباهت دارد، مواردی مانند خانه تکانی، درختکاری، دید و بازدید، مقدس بودن اعداد ۷، ۹ و ۴۰ با ایرانیها هم مشترک است. عید نوروز قزاق ها با افسانه هایی هم هم راه است. در نوروز «بابا خضر» با ریش سفید و قبای بلند که نماد حضرت خضر و بخت و برکت است، دور بیابان قدم می زند و برای کسی که او را می بیند، دعای خیر می کند. در بعضی موارد ممکنست به خواب مردم آمده و پیش گویی کند. بنا بر این شب خضر هم نامیده می شود. اما در باور قزاق ها همه نمی توانند ایشان را ببینند و تنها افراد پاک و مطهر به همراه خانه های پاکیزه می توانند او را ببینند. بدین سبب قزاق ها همیشه پس از یک زمستان خانه های خودرا تمیز می کنند، نهال می کارند و چشمه ها را راه می اندازند. این رسم همچنان هم در میان مردم قزاق وجود دارد.
طبق افسانه ها بابا خضر نابیناست و بنا بر این نور و روشنایی را دوست دارد. قزاق ها اعتقاد دارند نور باباخضر را جذب می کند و بنا بر این حضورش سبب برکت افراد خانه است. در باور قزاق ها بابا خضر اگر به برف نگاه کند آنرا آب می کند و با نگاهش سنگ را می شکند.


بنابراین در ادبیات شفاهی قزاق ها شعری وجود دارد که در آن بزرگسالان جهت اطمینان حاصل کردن از آمدن نوروز از کودکان چنین سوالی را می پرسند:
سوملک، سوملک
آیا مرغ آبی رنگ، چشم هایش را باز کرد؟
پاهایش را روی زمین گذاشته است؟
سوملک، سوملک،
آیا سنگ آبی رنگ سمرقند ذوب شد؟ آیا دیده ای؟
سوملک، سوملک،
آیا مرغ آبی رنگ کوه قاف دویده است، دیده ای؟
"سوملک" به مدلول "سمنو" یا به عقیده پژوهشگران قزاق، "نسیم بهار" می باشد.
طبق افسانه ای دیگر، رصدخانه اُلُغ بیگ، پادشاهی ستاره شناس، در سمرقند، یک سنگ آبی دارد و خورشید در اول فروردین آن سنگ آبی سمرقند را نیز نرم می کند.
فرهنگ را دست کم نگیریم
آرگن بختی بک: متاسفانه گاهی فرهنگ دست کم گرفته می شود، اما می تواند ارتباطات بین مردمان منطقه را تقویت کند. چنانچه مشخص شد قزاق ها، ترکمن ها، افغان ها، ایرانیها و... نوروز را بعنوان یک جشن ملی می شناسند. آداب و رسوم هم بسیار به هم شبیه هستند. اگر این آداب و رسوم اگر بیشتر در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منعکس شود، تبادلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی هم تقویت خواهد شد. در حقیقت این جشن می تواند سود زیادی برای مردمان منطقه به همراه داشته باشد.



منبع:

1400/01/05
00:57:01
5.0 / 5
379
تگهای خبر: اقتصاد , پژوهش , دانش , شركت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۲
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها