مخالفان برجام پذیرفته اند كه احیای توافق ناگزیر است

مخالفان برجام پذیرفته اند كه احیای توافق ناگزیر است به گزارش برتریها روزنامه اعتماد در گفت وگویی آورد: بنظر می رسد هم مخالفان داخلی برجام در امریکا و هم تل آویو به این باور رسیده اند که بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای قطعی است و کاری از دست شان دراین زمینه برنمی آید. در نتیجه می خواهند فقط مانع اعطای امتیازات بیشتر به ایران شوند.



در ادامه گفت وگوی ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ روزنامه اعتماد با حسن بهشتی پور تحلیلگر مسایل بین الملل آمده است: دور تازه نشست های کمیسیون مشترک برجام و گفت وگوهای غیرمستقیم ایران و ایالات متحده برای بازگشت به اجرای تعهدات ذیل توافق هسته ای روز جمعه شروع می شود و انتظار می رود بر طبق گفته های هیات های مذاکره، گفت وگوها و نگارش متن این دفعه با سرعت عمل بیشتری پی گرفته شود. همزمان با این گفت وگوها، مخالفان برجام در ایران و ایالات متحده همچنان به تلاش ها برای ممانعت از احیای این توافق ادامه می دهند و تصمیم دارند به هر نحو ممکن جلوی آنرا بگیرند. «اعتماد» در گفت و گو با حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل بین الملل به بررسی این مساله پرداخته است. بهشتی پور می گوید از دید ایران هر یک روز تداوم تحریم به مفهوم ضررهای اقتصادی سنگین است و از دید غرب هر روز که می گذرد و تهران تعهداتش ذیل توافق هسته ای را اجرا نمی کند یعنی توانایی و ظرفیت هسته ای جمهوری اسلامی بالا رفته و به تبع آن زمان گریز هسته ای کاهش یافته است. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

همه طرف ها از روبه جلو بودن مذاکرات روایت می کنند اما همزمان شکایت دارند که روند پیشرفت کند است. ارزیابی شما از روند فعلی مذاکرات چیست و فکر می کنید عنصر «زمان» تا چه اندازه می تواند نتیجه نهایی را تحت تاثیر قرار دهد؟

از موضع گیری های طرف های مذاکره کننده همین طور محافل نزدیک به طرف های مذاکره کننده پیداست که بر سر کلیات توافق حاصل شده اما هنوز اختلافاتی بر سر جزئیات وجود دارد که در بعضی موارد این اختلافات جدی و حل آنها زمانبر است. البته اینکه دو طرف روی مثبت بودن فضا تاکید دارند یعنی تحرکاتی از طرف هر دو طرف برای رسیدن به توافق وجود دارد و دو طرف در حال حرکت به سمت یکدیگر هستند تا سرانجام در یک نقطه به موضعی مشترک برسند. دستیابی به توافق و حل اختلاف نظرها نیاز به چانه زنی دارد و باید دید هرکدام از جانب ها تا چه میزان حاضر هستند برای احیای توافق هسته ای امتیاز بدهند. هم اکنون بنظر می رسد ایالات متحده پذیرفته اغلب تحریم هایی که بعد از خروج امریکا از برجام در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ وضع شده را کنار بگذارد. تحریم های نفتی، تحریم های مربوط به کشتیرانی، تحریم های مربوط به بانک مرکزی و بیمه؛ همه اینها باید لغو شود. واقعا بدون لغو این تحریم ها برجام ثمره ای برای ایران نخواهد داشت. از طرف دیگر باید در توافق برای بازگشت به برجام حتما قید شود که امریکا حق ندارد به بهانه های دیگر نظیر پشتیبانی از تروریسم، بی ثبات سازی خاورمیانه، حقوق بشر یا مساله موشکی باردیگر ایران را تحریم کند و مانع از دستیابی کشورمان به منافع اقتصادی برجام شود. بنظر می رسد همین اتفاق نیز در حال رخ دادن است. بر طبق گفته های عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر خارجه تحریم ها موضوع بندی شده اند و برای مثال زمانی که ایالات متحده تحریم نفت را لغو نمود، دیگر نمی تواند به بهانه های دیگر روی این مساله تحریمی اعمال نماید. در مقابل هم باید دید انتظارات آنها از ایران چیست؛ سرنوشت سطح غنی سازی ایران چه خواهد شد، چه تصمیمی درباب ذخایر اورانیوم مازاد برجام ایران اتخاذ می شود و مسائلی دیگر از این دست. بنظر می رسد توافق دست یافتنی باشد اما نیازمند اراده سیاسی در هر دو طرف است.

درخصوص مساله زمان به عقیده من دو طرف دریافته اند که زمان عنصری تعیین کننده است. از دید ایران هر یک روز تداوم تحریم به مفهوم ضررهای اقتصادی سنگین است و از دید غرب هر روز که می گذرد و تهران تعهداتش ذیل توافق هسته ای را اجرا نمی کند یعنی توانایی و ظرفیت هسته ای جمهوری اسلامی بالا رفته و به تبع آن زمان گریز هسته ای کاهش یافته است. همین موضوع باعث شده تا هر دو طرف نخواهند وارد مذاکرات فرسایشی و زمانبر شوند. یک مساله دیگر که اینجا مطرح است اولتیماتوم ایران به آژانس درباب ضبط تصاویر مربوط به تاسیسات هسته ای است. اگر تا خرداد ماه توافقی حاصل نشود، ایران بطور کامل و بدون قید و شرط سطح روابط و همکاری ها با آژانس را به سطح پادمانی کاهش خواهد داد و برای طرف مقابل این اقدام یک زنگ خطر جدی بشمار می رود.

برخی زمزمه ها در این زمینه وجود دارد که ایالات متحده پذیرفته تنها تحریم هایی را لغو کند که ناسازگار با برجام هستند. یعنی تحریم هایی که اعمال آن به اجرای برجام ضربه نمی زند، پابرجا بماند. این مساله نمی تواند لطمه زا و موجب ایجاد بن بست باشد؟

ایران خواهان لغو تمامی تحریم هایی است که بعد از خروج ترامپ از توافق هسته ای وضع و اعمال شده یا با برچسب های دیگر مقابل جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است. تحریم های امریکا هم دو دسته هستند؛ یک دسته تحریم هایی که از طرف رئیس جمهور وضع شده اند و دسته دیگری نظیر کاتسا که کنگره آنرا در قالب یک قانون اعمال کرده است. تحریم های ریاست جمهوری که باید به طورکامل لغو شوند اما همانطور که توافق شده تحریم های کنگره باید نظیر آنچه در دوره ریاست جمهوری اوباما اتفاق می افتاد از طرف رئیس جمهور اجرای شان تعلیق شود. موضع دیگری در این خصوص قابل قبول نیست و امریکا نمی تواند خواهان آن باشد که ایران بپذیرد همچنان برخی تحریم های دوره ترامپ اجرائی شوند. برداشت من این است که ایران به شدت روی تحریم های اشخاص حقیقی، حقوقی و تحریم نهادها همچون سپاه حساس است و خواهان لغو آنهاست. منطقی هم نیست که نیروهای مسلح یک کشور تروریستی تلقی شوند.

برخی در داخل از وزارت خارجه انتقاد می کنند که بجای لغو کامل همه تحریم ها پذیرفته تنها تحریم هایی لغو شوند که بعد از برجام و از طرف دولت ترامپ اعمال شده.آیا ایران به دنبال توافقی فراتر از برجام بوده که برخی مقامات از ضرورت لغو تحریم هایی که پیش و بعد از برجام هم وجود داشتند، صحبت می کنند؟

این اظهارات غیرمسوولانه است. اینکه یک نفر در جایگاه منتقد بنشیند و بدون توجه به اثراتی که صحبت هایش دارد و انتظارات مضاعفی که ممکنست در جامعه بوجود آورد، حرفی بزند درست نیست. خواسته یا مطالبه ای که مطرح می شود باید امکان عملی شدن داشته باشد. بالاخره این دولت در مرداد ماه قدرت را تحویل می دهد و می رود اما آیا این دوستان فکر می کنند با رفتن دولت معجزه ای بزرگ اتفاق خواهد افتاد؟ مردم هم اکنون زیر فشار تحریم ها سخت ترین روزها را تجربه می کنند و این مشکل می تواند در مذاکرات وین رفع گردد. چرا باید با طرح برخی مسائل که نشدنی است مانع از رفع تحریم ها شویم؟ دولت بعد هم خواهیم دید. مگر آنها ابزار و امکاناتی فراتر دارند؟ آن کسی که چنین چیزی را مطرح می کند باید درک کند مذاکرات در وین مذاکرات نظام است؛ محدود به دولت نیست، کل حاکمیت این مذاکرات را پیش می برد.

همزمان با گفت وگوها، فشار مخالفان برجام در داخل و خارج ایران بالا رفته و آنها می کوشند مانع از احیای توافق هسته ای شوند. آیا اراده سیاسی کافی در تمام طرف ها برای عبور از این فشارها وجود دارد؟

ابتدا باید به نکته ای اشاره کنم. هر چند در هر دو سو مخالفت هایی با برجام وجود دارد اما نباید همه را به یک چشم برانیم و بگوییم مخالفان داخلی همسو با اسراییل عمل می کنند. هر دو مخالفند اما انگیزه های مخالفت متفاوت می باشد. از اینکه بگذریم مخالفان برجام در ایران باید به این پرسش پاسخ دهند که چه آلترناتیوی برای این توافق دارند؟ آیا زمانی که ایالات متحده از برجام خارج شد، وضع ما بهتر شد یا بدتر؟ باور من این است که وضع اقتصادی ما بسیار بدتر شد و مردم هم خودشان این را حس می کنند. اگر برجام بد بود که نباید بر هم خوردن آن این قدر تبعات می داشت. اگر هم فکر می کنند برجام بد است چرا مدام اصرار دارند امریکا به تعهداتش بازگردد؟ چرا آن زمان که امریکا خارج شد، نظام تصمیم گرفت در برجام باقی بماند؟ باید اذعان داشت به رغم امتیازاتی که ایران در برجام می دهد، این توافق به نفع کشور ماست و همین سبب شد در برجام بمانیم و خواهان بازگشت امریکا شویم. منتقدان این را باور نمی کنند و می خواهند همه چیز را گردن ناکارآمدی دولت بیندازند. تصور می کنند دولت بعد که بیاید همه چیز حل می شود. این کارشکنی ها جنبه گروهی و جناحی دارد، نه جنبه ملی. همه می بینند که اگر برجام نبود اوضاع ما بمراتب بدتر بود. قبل از برجام را هم به یاد داریم که چه تحریم هایی مقابل ایران وجود داشت. از همین رو من تصور می کنم در حاکمیت ایران اراده کافی برای اجرای برجام وجود دارد.

سوال شامل مخالفان خارجی برجام هم می شد. برای نمونه در ماه های اخیر شاهد صداهای مخالف زیادی درکنگره بوده ایم و در یک هفته گذشته هم مقامات اسراییلی چندین و چند مذاکره با مقامات امریکایی در موضوع برجام داشته اند.

آنها امیدشان این است که با افزایش فشار بر دولت بایدن، کاخ سفید را راضی کنند که امتیازاتی کمتر به ایران اعطا کند. بنظر می رسد هم مخالفان داخلی برجام در امریکا و هم تل آویو به این باور رسیده اند که بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای قطعی است و کاری از دست شان دراین زمینه برنمی آید. در نتیجه می خواهند فقط مانع اعطای امتیازات بیشتر به ایران شوند. همه امکانات رسانه ای، دولتی و تمام لابی ها هزینه شده اند و آنها می دانند که بازگشت امریکا به برجام تصمیم کاخ سفید است. هدف این فشارها را باید اولا امتیازگیری متقابل از امریکا و ثانیا ممانعت از امتیازدهی به ایران دانست. بدشان هم نمی آید ایران را هم تحت فشار بگذارند که امتیازات بیشتری بدهد اما بعید است جمهوری اسلامی در مقابل چنین فشارهایی کوتاه بیاید و امتیازی بدهد.

یعنی اظهارات بایدن و سالیوان در خصوص وجود «فاصله بسیار زیاد تا دستیابی به توافق» در گفت و گو با مقامات اسراییلی را فقط برای آرام کردن تل آویو و ممانعت از سنگ اندازی های اسراییل می دانید؟

امریکا می خواهد رفتارهای اسراییل را مدیریت کند و بگوید منافع تل آویو را درنظر می گیرد و از همین رو مذاکراتی طولانی در راه خواهد بود اما واقعیت این است که این حرف ها را خود اسراییل هم نپذیرفته و آنها فکر می کنند امریکا به زودی به توافق هسته ای با ایران باز خواهد گشت.

یکی از انتقادهایی که به تیم ایرانی مطرح می شود، امکان تکرار رفتار امریکا در خروج از برجام است. آیا عملا امکان ارائه تضمین در این خصوص وجود دارد؟

تضمین در توافق های بین المللی وجود ندارد. کدام توافق بین المللی حاوی تضمین بوده که برجام دومی اش باشد؟ تضمین اجرای توافق ها اراده کشورهای توافق کننده است. هر زمان که اراده ای برای اجرا وجود داشته باشد، توافق اجرائی می شود و هر زمان که اراده ای نباشد، توافق شکست می خورد. مساله این است که باید هزینه خروج از توافق را برای طرف مقابل به اندازه ای بالا برد که حاضر نباشد چنین هزینه ای را پرداخت کند. مثلا ایران می تواند از یک سو توان اقتصادی خودرا در سایه آسایشی که از لغو تحریم ها پدید می آید افزایش دهد و به قدرتی برسد که تحریم بعنوان گزینه از روی میز امریکا حذف شود. ثانیا ابزارهای قدرت خودرا همیشه روی میز داشته باشد تا بتواند در وقت نیاز از آن استفاده نماید. برای مثال همین گام های هسته ای در صورت تکرار بدعهدی امریکا می تواند بسیار بلندتر از گذشته برداشته شود. باید تاکید داشت امریکا هم نمی تواند این بازی را تا ابد ادامه دهد و هر بار به توافق بازگردد و از آن بیرون رود. چنین کاری بی اعتباری بزرگی برای این کشور در عرصه بین المللی به دنبال خواهد داشت و چنین رفتارهایی با تغییر دولت قابل توجیه نیست. با این وجود نباید دل را به این خوش کرد؛ ایران باید بتواند بوسیله افزایش توان اقتصادی و استفاده مناسب از ابزارهای قدرت هزینه خروج امریکا از توافق را بالا ببرد. ایران نشان داد در مدت زمانی بسیار اندک قادر می باشد کارهای هسته ای خودرا با سرعت هرچه تمام توسعه دهد و خوشبختانه هم تحقیق و توسعه مساله ای قابل بازگشت نیست اما لازم است در بخش های دیگر نیز خصوصاً بخش اقتصادی این قدرت وجود داشته باشد.

دستیابی به توافق در وین را نقطه اختتام بحران می دانید یا سرآغاز چالش های کشور در مقابل مطالبه گفت وگوهای موشکی و منطقه ای؟

ارزیابی خودرا به تفکیک مطرح می کنم؛ در موضوع موشکی موضع ما کاملا مشخص است. ایران موشک را بعنوان یک ابزار دفاعی بسیار مهم قلمداد می کند و طرف مقابل می داند ایران حاضر نیست در وضعیت امروز جهان خودرا خلع سلاح کند. واقعیت هم این است که موشک یکی از اصلی ترین مزیت های دفاعی ایران است و باتوجه به تهدیدهای موجود از جانب اسراییل و برخی کشورهای منطقه عملا عقلانی نیست که قدرت موشکی موضوع مذاکره قرار بگیرد.

در موضوع منطقه ای هم فکر می کنم ایران با اتخاذ یک سیاست درست و پیگیری گفت وگوهای دوجانبه و چندجانبه با کشورهای منطقه ابتکار عمل را از دست امریکا و متحدان اروپایی اش خارج کرده. حالا برخی عنوان می کنند که عربستان عروسک دست آموز امریکاست اما من فکر می کنم اختلاف نظرهای آنان در بعضی مسائل واقعی است و ایران با اتخاذ رویکرد گفت وگوی مستقیم با کشورهای منطقه عملا بهانه را از امریکا و اسراییل گرفته است. پیگیری گفت وگوها بوسیله طرحی نظیر طرح صلح هرمز ایده بسیار خوبی است و یک پیمان امنیتی میان کشورهای منطقه می تواند جلوی خیلی از مشکلات آینده را بگیرد. از جانب دیگر این طرح می تواند مانع از گسترش ایران هراسی یا ایجاد پیمان هایی نظیر ناتو عربی شود. هر چند دستیابی به این هدف خیلی مشکل است اما حرکت در این راه بجای قرار گرفتن در قالب هایی نظیر برجام پلاس بسیار مفیدتر است.

با این تفسیر تصور می کنم اگر اجرای این سیاست ها یعنی پایداری در مساله موشکی و پیگیری دیپلماسی فعال منطقه ای می تواند موجب شود ایران از بحران هایی که حالا با آنها در عرصه سیاست خارجی مواجه می باشد عبور کند.

یعنی گفت وگوها با عربستان سعودی و سایر کشورهای منطقه را می توان نوعی پیش گیری از تکرار سرنوشت برجام و ممانعت از مانع تراشی های منطقه ای در راه توافق هسته ای دانست؟

من اصرار دارم که گفت وگوهای منطقه ای نسبتی با برجام ندارد. ایران وکشورهای دیگر منطقه فضای زیادی برای همکاری دارند؛ می توانند برای حل و فصل بحران یمن گردهم آیند، می توانند در امتداد حل بحران سوریه گام های مشترکی بردارند و می توانند برای کمک به بهبود وضعیت عراق همکاری کنند و مطالبی دیگر از این قبیل. هیچ نیازی نیست که کشورهای اروپایی یا ایالات متحده در این راه میدان دار باشند و بخواهند مذاکرات میان ایران و سایر کشورهای خاورمیانه را مدیریت کنند. در برجام با آلمان، انگلیس، فرانسه، امریکا، روسیه و چین مواجه هستیم و به هیچ وجه نمی خواهیم پای کشوری دیگر به این بحث باز شود. در منطقه هم همین است. مشکلی اگر میان کشورهای منطقه وجود دارد، میان خود آنها قابل حل است و نیازی به نقش آفرینی کشورهای خارج از منطقه وجود ندارد. اگر زیر بلیت آنها بخواهیم مشکلات را حل نماییم، می شود برجام ۲ و ۳. اما من معتقدم موضوعات منطقه می تواند بدون دخالت آنها حل شود.

صحبت های شما بر اساس این فرض است که در گفت وگوهای اخیر منطقه ای، قدرت های خارج از منطقه نقشی ندارند اما گزارش هایی از نقش آفرینی امریکا در مذاکرات ایران و عربستان و حتی حضور ویلیام برنز، رئیس سازمان سیا در این مذاکرات وجود دارد. این مساله را چگونه تحلیل می کنید؟

این گزارش های رسانه هاست و تایید رسمی برای آن وجود ندارد. من باور نمی کنم. آنهایی چنین مطالبی را مطرح می کنند که می خواهند بگویند برجام پلاس در حال پیگیری است. من به جد معتقدم این تهران و ریاض هستند که خواهان حل مشکل اند. ایران که از چند سال پیش آمادگی خودرا برای گفت و گو ابراز داشته بود و درباب عربستان هم نباید تصور کرد ریاض بنده حلقه به گوش واشنگتن است. مثال هایی نیز در نقض آن نگاه به عربستان وجود دارد؛ در تحریم نفتی اوپک عربستان یکی از محورهای عمده بود یا در موضوع برجام عربستان نقش آفرینی منفی زیادی داشت.





منبع:

1400/02/15
21:41:10
5.0 / 5
170
تگهای خبر: آژانس , اقتصاد , هزینه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۱
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها