استانداردهای حرفه ای برای رسانه انقلابی

استانداردهای حرفه ای برای رسانه انقلابی تاکیدات مقام معظم رهبری و وزارت فرهنگ بر بازسازی ساختار رسانه ای کشور باعث طرح این پرسش شده که این بازسازی چه الزاماتی دارد. در متن پیش رو به تشریح بعضی از این مولفه ها پرداخته شده است.


رهبرمعظم انقلاب شهریور سال جاری در دیدار با هئیت دولت، مبحث مهم بازسازی انقلابی ساختارهای فرهنگی کشور را مطرح نمودند. ایشان در اینباره بیان کردند: «به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور احتیاج به یک بازسازی انقلابی دارد. ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه «حرکت انقلابی» یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای «انقلابی بودن» بی هوا حرکت کردن و بی حساب حرکت کردن نیست. [حرکت] انقلابی باید باشد، بنیانی باید حرکت بشود، در عین حال برخاسته ی از اندیشه و حکمت باشد. فرهنگ واقعاً زیربنا است؛ بسیاری از این خطاهایی که ما در بخش های مختلف انجام می دهیم، ناشی از فرهنگ حاکم بر ذهن ما است.»

پیرو این سخنان و تاکیدات مقام معظم رهبری، دکتر «محمد مهدی اسماعیلی» وزیر فرهنگ هم خواهان عرضه نظرهای اهالی فرهنگ، هنر و رسانه شد. اسماعیلی از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه درخواست نمود نظرات راهبردی و ایده های کاربردی خویش را در موضوعات نقد وضعیت موجود و بیان مبانی تحول در ساختار فرهنگی، اصول موازین و محدوده های تحول، الزامات و اولویت های تحول و بازسازی انقلابی در ساختارها، خروج از وضعیت رهاشدگی و انفعال در حوزه فرهنگ، متناسب سازی ساختارهای فرهنگی با پیشران های فناوری های نرم و ظرفیت های جدید فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی، تسهیل فعالیتهای فرهنگی و زمینه سازی برای حضور و مشارکت حداکثری عناصر و تشکل های مردمی و جهادی در عرصه های فرهنگی عرضه کنند.
اگر خبری از خبرنگاران چند سال پیش بگیریم که نگارنده به علت الزامات شغلی این کار را انجام داده، اغلب خبرنگاران سالهای ابتدای دهه ۹۰ یا در دیگر مشاغل مشغول شده و یا به روابط عمومی ها کوچ کرده اند. وقتی این سوال را طرح می نماییم که چرا این جابجایی انجام شده، پاسخ یکسانی دریافت می کنیم: « مگر با حقوق خبرنگاری می شود زندگی کرد؟
حجت الاسلام «محمد قمی» رئیس سازمان تبلیغات اسلامی هم به این حرکت پیوست و با استقبال از فراخوان وزیر فرهنگ در اطلاعیه ای نوشت: در این سه سال خدمت در سازمان تبلیغات اسلامی در کنار بحث، حرف و کوشش برای زنده کردن این دغدغه ها در مسئولین و متولیان امر، سمت وسوی اغلب عناصر و مجموعه های مرتبط در سازمان تبلیغات اسلامی و مأموریت صندلی های رسمی و حاکمیتی سازمان در جهت این موضوعات تنظیم شده است.

حال که رهبر انقلاب اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعنوان مهم ترین نهاد فرهنگی کشور بر بازسازی ساختارهای فرهنگی و رسانه ای کشور تاکید دارند، الزامات این بازسازی خصوصا در حوزه رسانه که امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با سنگین ترین هجمه های تبلیغاتی و رسانه ای مواجه می باشد، چیست؟ برای بازسازی رسانه ای کشور که امسال حداقل سه مرتبه از جانب رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته، چه اقداماتی ضروری است؟ در ادامه به بعضی از مهم ترین مولفه های این امر اشاره می شود.

بازسازی ساختار رسانه ای کشور در دو بٌعد سخت افزاری و نرم افزاری باید پیگیری شود. بٌعد سخت افزاری شامل نیروی انسانی، هوشمندسازی رسانه ای و حرکت مبتنی بر تحولات تکنولوژی روز، توجه به شیوه های جدید فعالیت رسانه ای و پلت فرم های نوظهور و پرمخاطب است. منظور از بٌعد نرم افزاری هم مسئله تولیدات محتوایی در رسانه های کشور است، به نحوی که این تولیدات باید سه شاخص حرفه ای و استاندارد بودن، مخاطب پسند بودن و مبتنی بر اساس انقلاب و اسلام بودن را دارا باشند.

الف: بعد سخت افزاری

۱- تربیت نیروی انسانی:
یکی از مهم ترین مشکلات رسانه های کشور در شرایط فعلی، خلاء نیروی انسانی توانمند، حرفه ای و باسواد است. این سخن به این معنا نیست که رسانه های ما از نیروی حرفه ای هم اکنون تهی هستند. بلکه به این معناست که مسیر مشخصی برای جذب، تربیت و به کارگیری نیروی انسانی در رسانه های کشور وجود ندارد. تنها برای نیل به این هدف، دوره های خبرنگاری توسط برخی خبرگزاری ها به صورت مقطعی برگزار می گردد و دانشکده خبر هم تلاش هایی در این راه انجام داده که هیچ کدام نتوانسته هدف مورد نظر را محقق کند.

برای رفع این مشکل، پیشنهاد می شود همانند برخی مشاغل دیگر، «سازمان نظام رسانه ای» در کشور تاسیس شده و نیروهایی که مایل به فعالیت در رسانه ها هستند، حتما گواهی صلاحیت حرفه ای و شغلی را از این سازمان دریافت نمایند.

۲- فقدان خبرنگاری تخصصی: نکته مهم دیگر، فقدان خبرنگاری تخصصی در رسانه های ایران است. به این معنا که خبرنگاران عموما در تحریریه ها و اتاق های خبر در میان گروه ها و حوزه های مختلف خبری در دوره های کوتاه مدت جابجا شده و امکان اینکه خبرنگاران حرفه ای و شناخته شده در حوزه های تخصصی تربیت شود کمتر در رسانه های ایران وجود دارد. در واقع اگر در شرایط کنونی از فعالان رسانه ای در کشور این درخواست را طرح نماییم که چند خبرنگار تخصصی حوزه نفت و انرژی، محیط زیست، سیاست خارجی و.. نام ببرید، عاجز خواهند بود.

برای رفع این مشکل پیشنهاد می شود بر مبنای چاره تعبیه شده در بند یک، در ترتیبات صدور گواهی نامه حرفه ای برای شاغلان در رسانه ها برای هر فرد در یک حوزه خبری مشخص گواهی نامه صادر شود تا فرد تنها در آن حوزه بتواند فعالیت کند. برای مثال، در آن ذکر شود که گواهی نامه صادره برای فرد بعنوان خبرنگار محیط زیست است تا مثلاً در حوزه ورزشی بکارگیری نشود.

۳- مشکلات مالی: حفظ نیروی انسانی حرفه ای، خلاق و توانمند در رسانه های کشور نیازمند حمایت های مادی، نظام بیمه ای و امنیت شغلی است. کم نبودند خبرنگاران حرفه ای که به علت فقدان این شاخص ها، فعالیت رسانه ای را ترک کرده و در دیگر حوزه ها مشغول شده اند. اگر خبری از خبرنگاران چند سال پیش بگیریم که نگارنده به علت الزامات شغلی این کار را انجام داده، اغلب خبرنگاران سالهای ابتدای دهه ۹۰ یا در دیگر مشاغل مشغول شده و یا به روابط عمومی ها کوچ کرده اند. وقتی این سوال را طرح می نماییم که چرا این جابجایی انجام شده، پاسخ یکسانی دریافت می کنیم: « مگر با حقوق خبرنگاری می شود زندگی کرد؟»

پیشنهاد می شود همانند برخی مشاغل دیگر، «سازمان نظام رسانه ای» در کشور تاسیس شده و نیروهایی که مایل به فعالیت در رسانه ها هستند، حتما گواهی صلاحیت حرفه ای و شغلی را از این سازمان دریافت نمایند.
برای رفع این مشکل، گسترش و تثبیت نظام فراگیر و با کیفیت بیمه خبرنگاران، تدوین نظامنامه پرداخت حرفه ای در رسانه ها و مهم تر این که رسانه ها به سمت درآمد زایی حرکت کرده و صرفاً متکی به کمک های نهادهای حامی نباشند، راهگشاست. هم اکنون رسانه ها در زمینه رپورتاژ و تبلیغات، فعالیتهایی انجام داده و درآمد اندکی هم کسب می کنند، اما درآمدزایی از محصولات تولیدی در رسانه های ایران مورد توجه نیست که باید در این راه قدم های بلندی برداشته شود. برای مثال رسانه های قدیمی و معتبر کشور می توانند پروژه های نظرسنجی و افکارسنجی را برای نهادهای دولتی، عمومی و خصوصی انجام داده و درآمد کسب کنند.

نکته مهم دیگر در رسانه های ایرانی که مانعی موثر در حرفه ای نشدن نظام رسانه ای کشور است، عدم امنیت شغلی خبرنگاران و ناپایداری رسانه ها در کشورمان است. پایگاه های خبری، روزنامه ها و حتی خبرگزاری ها کم نبوده اند که مدتی ظهور کرده و در کوتاه زمانی شمع وجود آنها خاموش شده و به تاریخ پیوسته اند. بررسی دهه ۹۰ بعنوان نمونه مطالعاتی نشان دهنده نمونه های بسیاری در این حوزه است. همین مسئله سبب شده که خبرنگاران و به خصوص شاغلان در رسانه های کوچک و خصوصی کمترین امنیت شغلی را داشته باشند.

برای کاهش این مشکل پیشنهاد می شود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعنوان متولی صدور مجوز روزنامه، پایگاه خبری و خبرگزاری، تنها در صورتی مبادرت به صدور مجوز برای متقاضی کند که صلاحیت های حرفه ای را در این حوزه داشته باشد. همینطور می تواند صدور مجوز را به صورت مرحله ای و با بررسی پایداری رسانه انجام دهد. به این صورت که در ابتدا یک مجوز موقت و آزمایشی ۶ ماهه صادره کرده و در صورت پایداری رسانه و کسب دیگر شاخص ها، مبادرت به صدور مجوز قطعی کند. البته ناگفته پیداست که این امر تنها بخشی از مشکلات عدم امنیت شغلی خبرنگاران و ناپایداری رسانه ها را حل خواهد نمود. برای رفع کامل این مشکل باید راه های دیگری هم اندیشید.

۴- اصرار بر شیوه های سنتی: هوشمندسازی و استفاده از پلت فرم های رسانه ای جدید از مهم ترین مولفه های سخت افزاری بازسازی رسانه های کشور است. در این راه تلاش برخی رسانه ها برای تقویت تولیدات چندرسانه ای و حضور فعال تر در شبکه های مجازی قابل ستایش است اما این تلاش ها کافی نبوده و در حد تغییر رویکرد نتوانسته عمل کند. ازاین رو همچنان رویکرد رسانه های ایرانی مبتنی بر شیوه های سنتی است.

یک بخش این تغییر رویکرد مرتبط با استفاده از آخرین فناوری های روز در سیستم های فنی رسانه هاست. بعنوان مثال در نظام توزیع تولیدات رسانه ها، این مشکل به شدت به چشم می خورد. درواقع رسانه های ایرانی به جز سایت و صفحات خود در بعضی پلت فرم ها، هیچ نظام توزیعی ندارند. در حالیکه می توانند اقدام مختلفی برای تقویت نظام توزیع خود انجام دهند، برای مثال بسته های خبری و محتوای خویش را به صورت جداگانه برای مشاغل مختلف آماده کرده و از راه پلت فرم های مشترک به اشتراک گذارند. در این عرصه جای کار بسیار است و نیازمند تلاش وافر مدیران رسانه ای است.

نکته دیگر این که پلت فرم های جدید و شیوه های جدید خبر رسانی باید مورد توجه قرار گیرند. اکتفای صرف به محتوای متنی، دیگر پاسخگو نیست. استفاده از طرفیت شبکه های اجتماعی برای خبررسانی و جریان سازی می تواند مورد توجه قرار گیرد. راه اندازی مسیرهای تعامل دو طرفه با مخاطب هم می تواند در این راه موثر واقع شود.

ب: بعد نرم افزاری

۱- فقدان مخاطب سنجی دقیق:
هر تولیدی باید در نسبت با جامعه هدف و مخاطب صورت گیرد. مشخص شدن مخاطب سبب تعیین نقشه راه هر رسانه و خبرنگار خواهد شد. هم اکنون تولید محتوا در رسانه های کشور کمتر در نسبت با خواست مخاطب صورت می گیرد. همین مساله سبب شده که اثرگذاری و جریان سازی رسانه های داخلی در نسبت با برخی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور کمتر باشد. توجه به خواسته ها و مطالبات عامه مردم و در یک کلام «مردمی سازی رسانه» از مهم ترین اقدامات در این راه است. یکی دیگر از مسیرهای تحقیق این امر، دوری از تبدیل رسانه به بنگاه تبلیغاتی است که در بند دوم تشریح می شود.

۲- تداخل مفهومی رسانه با روابط عمومی: رسانه و روابط عمومی هر دو از ضروریات جامعه امروز هستند. این دو مفهوم با این که اشتراکات کارکردی با هم دارند، اما از نظر ماهوی متفاوت هستند. یکی از مهم ترین صدمه های رسانه های ایران که عموما هم به دولت یا بخش عمومی وابسته هستند، در نوسان بودن بین روابط عمومی و رسانه است. رسانه نقش پیام ساز و جریان ساز بر عهده دارد و صرفاً کارکرد آن اطلاع رسانی نیست. در حالیکه در روابط عمومی اطلاع رسانی به شکلی تصویرسازی از نهاد مربوطه مدنظر است.

عدم تربیت خبرنگاران حرفه ای، عدم توجه به معیشت و امنیت شغلی خبرنگاران، ناپایداری رسانه ها، به روز نبودن فناوری مورد استفاده در رسانه ها که در نتیجه همه این مولفه ها گزارش های تحلیلی، تحقیقی و جریان ساز کمتر در رسانه های ایرانی منتشر می شود.
این تداخل سبب شده رسانه های ایرانی با ریزش مخاطب مواجه شوند و ما کمتر گزارش ها و مطالب دقیق مطالبه گرانه و حتی افشاگرانه از کارکردهای نامطلوب نهادها در رسانه ها داشته باشیم. این ضعف در تغییر مرجعیت رسانه ای جامعه هم به شدت اثرگذار بوده است. پیشنهاد می شود وزارت فرهنگ در تعامل با اصحاب رسانه خط قرمزهای غیر ضروری را از پیش پای رسانه ها بردارد تا خبرنگاران ایرانی با میدان بازتری به تولید محتوای رسانه ای بپردازند. همینطور در این راه رشد و تقویت رسانه های بخش خصوصی بسیار موثر خواهد بود. چون که هم از چالاکی و تحرک عمل بیشتری برخوردار می باشند و هم محدودیت های رسانه های وابسته به نهادهای مختلف را ندارند.

۳- فقدان گزارش های تحلیلی، تحقیقی و دسترسی به اطلاعات: این صدمه در نتیجه مشکلات پیش گفته است. درواقع خروجی رسانه، همه آن مشکلات خویش را در ضعف تولیدات رسانه ای عمقی خویش را نشان داده است. عدم تربیت خبرنگاران حرفه ای، عدم توجه به معیشت و امنیت شغلی خبرنگاران، ناپایداری رسانه ها، به روز نبودن فناوری مورد استفاده در رسانه ها که در نتیجه همه این مولفه ها گزارش های تحلیلی، تحقیقی و جریان ساز کمتر در رسانه های ایرانی منتشر می شود.

عدم دسترسی به اطلاعات از مهم ترین موانع نوشته نشدن این نوع از گزارش هاست. هر چند در این حوزه قوانینی به تصویب رسیده، اما عملیاتی نشده است. بعنوان مثال همچنان دریافتی کارمندان و مقامات دولتی و عمومی به شکلی از دسترس رسانه ها و خبرنگاران به دور است. پیشنهاد می شود وزارت فرهنگ پیگیری کند تا قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات عملیاتی شود و رسانه ها در این حوزه محدودیتی نداشته باشند.

همینطور برای سوق دادن رسانه ها و خبرنگاران به تهیه گزارش های تحلیلی و تحقیقی، پیشنهاد می شود وزارت فرهنگ به صورت فصلی گزارش های انتشار یافته در این قالب را بررسی و به گزارش برتر به اندازه دو ماه حقوق مولف گزارش، جایزه پرداخت کند. همینطور خبرنگارانی که موفق شوند در این بررسی های فصلی ۱۰ بار عنوان نویسنده گزارش برتر را به دست آورند، از حمایت های قانونی برخوردار شوند.



منبع:

1400/08/18
11:22:41
5.0 / 5
127
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۱
برتریها bartariha
bartariha.ir - حقوق سایت برتریها محفوظ است

برتریها

معرفی برترینهای فناوری و وبسایتها